اخبار و مقالات
گزارش رویداد سرمایهگذاری بوشهر | Investment Summit
به گزارش روابط عمومی کارنکراد، چهارشنبه 7 آذرماه 1397 رویداد سرمایهگذاری بوشهر با حضور مدیران سامانه تامین مالی کارنکراد، مشاوران و سرمایهگذاران خبره حوزه استارتاپی همراه این سامانه، مسئولین استانی، مدیران اداره کل ارتباطات و فناوری اطلاعات استان بوشهر و پارک علم و فناوری خلیج فارس همراه با برنامه ارائه استارتاپهای آماده جذب سرمایهگذاری و پنل سرمایهگذاری در سالن جلسات پارک علم و فناوری خلیج فارس برگزار شد.
این رویداد در سه قسمت کارگاه آموزشی، پیش رویداد و رویداد اصلی در عصر دوشنبه و صبح و بعد از ظهر روز چهارشنبه برگزار گردید؛ که در عصر دوشنبه به منظور تعالی، آموزش و توانمندسازی استارتاپ ها و همجنین استفاده از ظرفیت مشاوره ای موجود در شهر تهران،کارگارهی با موضوع نحوه ارائه به سرمایه گذار توسط جناب آقای روزبه شاهرخی به صورت آنلاین برای استارتاپهای بوشهر برگزار گردید. در این کارگاه استارتاپهای استان بوشهر و علاقهمندان حوزه کارآفرینی استان بوشهر از اطلاعات،دانش و تجربه منتور حرفه ای حوزه کسب و کار استارتاپی استفاده نمودند.
در پیش رویداد جلسات ارزیابی استارتاپهای منتخب استان بوشهر از ساعت ۹ صبح آغاز شد. در این جلسات که تیم ارزیابی کارنکراد به همراه مربیان و مشاوران همراه این سامانه، طرحهای کسب و کار و طرح های مالی استارتاپها دقیقا بررسی شد. هدف از برگزاری این جلسات مشاوره و هدایت استارتاپها به سمت مسیر پیشرفت و آگاهسازی از مشکلات و موانع احتمالی و روشنسازی روند جذب سرمایه بود .زمان این جلسات برای هر استارتاپ ۳۰ دقیقه بود که در ابتدا استارتاپها در مدت ۷ دقیقه به معرفی کسب و کار خود میپرداختند و سپس تیم ارزیابی کارنکراد و مربیان و مشاوران به همفکری و راهنمایی آنها میپرداختند و آنها را برای جذب سرمایه هدایت میکردند.
در رویداد اصلی مدیران تیمهای استارتاپی و صاحبان طرح در حضور سرمایهگذاران استان بوشهر و سرمایهگذاران خبره همراه با کارنکراد و مسولین استانی به تشریح استارتاپهای خود پرداخته و به سوالات و چالشهای داوران پاسخ دادند. پس از بررسی آرای داوران به استارتاپها، استارتاپ «پوشاپ» با ایده اپلیکیشن دوخت پوشاک مقام اول، استارتاپ «فناورناپ» در زمینه محتواسازی برای کودکان مقام دوم و استارتاپ «فارکس اپ» با ایده طراحی ربات مبادلات ارزی مقام سوم این رویداد را کسب نمودند و جوایزی از طرف شرکت کارنکراد دریافت نمودند. این جوایز در انتهای برنامه در حضور معاونت اقتصادی استانداری بوشهر، مدیریت اداره كل ارتباطات و فناوری اطلاعات، مدیركل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر، معاونت شرکت سرمایهگذاری امید، مشاور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، ریاست پارک علم و فناوری استان بوشهر و ریاست مركز رشد استان بوشهر به استارتاپهای برتر اهدا گردید.
همچنین در ادامه این رویداد نمایندهای از انتشارات آریاناقلم به عنوان حامی مادی و معنوی برنامه به معرفی گروهی از كتاب های آریانا قلم پرداختند و كدهای تخفیف انتشارات آریاناقلم را به عنوان هدیه در اختیار حاضرین در رویداد قرار دادند. همچنین در طی برنامه پنلی با موضوع الزامات شکلگیری اکوسیستم سرمایهگذاری در استان بوشهر با حضور سرمایهگذاران خبره حوزه استارتاپی برگزار گردید. در این موضوعات مهمی از تشکیل جامعه سرمایهگذاری استان بوشهر تا پتانسیل های محلی استان و جذابیت آن برای سرمایه گذاران مطرح گردید.
در حوزه سرمایهگذاری این رویداد جلساتی فی مابین شرکت کارن کراد و سرمایهگذاران آشنا با زیستبوم استارتاپی و همچنین سرمایه گذاران سنتی تشکیل شد. این جلسات با هدف تشکیل جامعه سرمایهگذاری استان بوشهر برگزار گردید که مورد استقبال سرمایهگذاران نیز قرار گرفت. همچنین جلساتی میان کارنکراد و اتاق بازرگانی استان بوشهر نیز در راستای این هدف تشکیل شد و قرار به شروع همکاری موثر میان دو مجموعه شد. همچنین جناب آقای عمیدی مدیرعامل کارنکراد بازدیدی از پتانسیلهای میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر و سازمان بنادر و دریانوردی استان بوشهر داشتند.
در راستای برگزاری این رویداد کارنکراد از همراهی و حمایت جناب اقای بنابی مشاور محترم وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، جناب آقای مهرمنش مدیرکل محترم ارزش افزوده همراه اول، جناب آقای بهروان مدیر محترم توسعه و کسب و کار شتابدهنده دیموند، جناب آقای جلیلی مدیر محترم سرمایهگذاری صندوق پژوهش و فناوری کریمه و جناب آقای اکباتانی مدیر محترم توسعه کسب و کار گروه سرمایهگذاری شناسا برخوردار بود.
این رویداد به عنوان شروع فعالیت های شرکت کارنکراد در استان بوشهر می باشد و امید است جهت تعالی و موفقت زیست بوم کارآفرینی و استارتاپی این رویداد ها به صورت مستمر ادامه پیدا کند.
پنل تخصصی بررسی تاثیرات تامین مالی جمعی بر توسعه سرمایهگذاری
در روز نخست چهارمین نمایشگاه تراکنش ایران که با سخنرانی 27 نفر از شخصیتها و فعالان سیاسی، اقتصادی و صنعت بانکداری و پرداخت کشور همراه بود، پنل تخصصی بررسی تاثیرات تامین مالی جمعی بر توسعه سرمایهگذاری با حضور علی عمیدی،عضو هیئت مدیره و مدیر عامل سامانه تامین مالی کارنکراد به عنوان دبیر اجرایی پنل و نیز شایان شلیله،کمیل شاعری و مهشاد سبحانی در حاشیه نخستین روز از نمایشگاه تراکنش ایران برگزار شد.
در این جلسه که با معرفی اعضای پنل آغاز شد، دبیر اجرایی با تاکید بر اینکه هدف این پنل بررسی تاثیرات کراندفاندینگ و موضوع تامین مالی جمعی بر اکوسیستم استارتاپها است، گفت: با توجه به اینکه این موضوع بحث جدید و در عین حال مهمی است، باید بررسی شود کراندفاندینگ و این پلتفرمها چه کمکی به اکوسیستم و محیط کسب و کار فینتکها میکنند.
عمیدی در ادامه اشاره کرد: کراندفاندینگ تجربهای موفق در دنیاست و به طور بسیارخلاصه به فرآیند جذب سرمایه به طور جمعی و از سرمایههای خرد برای استارتاپهایی که نیاز به سرمایه دارند اطلاق میشود.
در ادامه این نشست،کمیل شاعری به اهمیت و لزوم فرهنگسازی در این حوزه اشاره کرده و افزود: باید فرهنگ و دانش عمومی را در این زمینه گسترش داد که یکی از این اقدامات میتواند دعوت از بزرگان و استارتاپهای موفق برای حضور در این عرصه است تا بتوان این بخش را معرفی و فرهنگسازی نموده و برای سرمایهگذاران ایجاد اعتماد کرد.
همچنین خانم سبحانی در ادامه این بحث افزود: این بحث آموزش و فرهنگسازی بحث مهمی است زیرا اگر فرآیند تامین مالی جمعی به درستی انجام نگیرد، معایب ان بیش از فوایدش خواهد بود.
همچنین در پایان با توضیحات شایان شلیله در خصوص مسائل حقوقی و بررسی چهارچوبها و مشخصات ناظر فنی در موضوع تامین مالی و اظهار نظر سایر اعضای پنل در این خصوص، نشست پایان یافت.
مصاحبه اختصاصی | هلدینگ سهم آشنا
معرفی مختصر از شرکتتان؟
هلدینگ سهم آشنا به عنوان مدیر صندوق سرمایهگذاری جسورانه ایده نوتک آشنا (هم اکنون سبدگردان سهم آشنا مدیر این صندوق میباشد) با بیش از 20 سال سابقه در انواع خدمات مالی برآن شد که در مسیر توسعه شرکتهای نوپا و دانشبنیان به عنوان یکی از مطرحترین بازیگران بخش مالی کشور در مدیریت انواع صندوقهای سرمایهگذاری به این موضوع نیز ورود کرده و باتوجه به شبکه مالی گستردهای که در اختیار دارد در جهت اعتلای کشور و کمک به توسعه شرکتهای نوپا از توان خدماتی خود استفاده کرده و قدمی هرچند کوچک در این مسیر بردارد. شایان ذکر است که سهم آشنا مجموعهای 100 درصد خصوصی است.
حداکثر سقف سرمایه گذاری شرکتتان چقدر است؟
سقف سرمایهگذاری صندوق ایده نوتک آشنا در مجموع در حال حاضر 10 میلیارد تومان میباشد و برای هر پروژه بخصوص باتوجه به مصوبات کمیته سرمایهگذاری و هیات مدیره صندوق تصمیم گیری صورت خواهد گرفت.
آیا تمرکز شرکت شما برای سرمایه گذاری روی حوزه های خاصی است؟ اگر بله، چه حوزههایی؟
صندوق سرمایه گذاری ایدهنوتک آشنا بنا دارد تا در حوزههای فعالیت مشخص شده در امیدنامه (سه حوزه ICT، نانوتکنولوژی و بایوتکنولوژی) سرمایه گذاری کند.
از نظر شما به عنوان سرمایه گذار، مهمترین جنبه هایی که استارتاپ ها باید به آنها توجه داشته باشند چیست؟
تشکیل تیم کاری قوی و صرف توان کامل بر روی پروژه هدف، همراهی با سرمایهگذاران در جهت رسیدن به اهداف تعیین شده، تمرکز بر روی راه حلها به جای مشکلات، آستانه صبر و تحمل بالا برای رسیدن به اهداف را میتوان از مهمترین جنبه های کاری هر تیم استارتاپی دانست.
بزرگترین مشکلی که در بحث سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران داریم چیست؟
بی ثباتی در حوزه اقتصاد کلان، بروکراسی پیچیده و طاقت فرسای سیستم بیمه ای و مالیاتی، عدم همزبانی در دو طرف سرمایه گذار و سرمایه پذیر، تضاد منافع در تدوین دستورالعمل ها را میتوان بزرگترین مشکلات این حوزه دانست.
رویداد Investment Summit بوشهر
با توجه به سفر جناب آقای جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به استان بوشهر و امضای تفاهم نامه همکاری فی مابین مجموعه کارنکراد و اداره کل ارتباطات و فناوری اطلاعات استان بوشهر مبنی بر تعالی استارتاپهای استان بوشهر و شکلدهی شبکه سرمایهگذاری آن استان، برآن شدیم تا اولین دوره از مجموعه رویدادهای کارآفرینی در استان بوشهر را به عنوان Investment Summit در هفتم آذر ماه 97 برگزار نماییم.
در این رویداد استارتاپها، سرمایهگذاران و فعالان حوزه کسب و کار های نوپا شرکت خواهند نمود. استارتاپها با هدف شناخت سرمایهگذاران و جلب نظر آنها برای جذب سرمایه کسب و کار خود را توضیح میدهند. همچنین کارنکراد با دعوت از سرمایهگذارانی خبره در حوزه سرمایهگذاری خطر پذیر سعی در انتقال تجربه خبرگان سرمایهگذاری خطر پذیر به جامعه سرمایهگذاری استان بوشهر دارد. همچنین کارنکراد با دعوت از سرمایهگذاران سنتی بوشهر سعی در تعالی و ارتقا جامعه سرمایهگذاری در حوزه استارتاپی دارد.
مصاحبه اختصاصی | فرزام نیکومرام
معرفی مختصر از خودتان؟
فرزام نیکومرام، متولد 1372
کارشناس ارشد مدیریت مالی از دانشگاه شهید بهشتی
در حال حاضر بنیانگذار استارتاپ «بیستیک» هستم که یک شبکه اجتماعی بر مبنای اعتماد است که منجر به تسهیل و ساماندهی فرآیندهای خرید و فروش از کسب و کارهای کوچک و متوسط می شود، لازم به ذکر است الگوریتم عملیاتی بیستیک مشابه خارجی و داخلی ندارد.
حوزه فعالیتتان؟
با توجه به رشته لیسانس بنده که مدیریت امور بانکی بوده و همچنین رشته کارشناسی ارشدم، حوزه فعالیت بنده ارزشگذاری استارتاپ ها، تهیه طرح توجیهی، مشاوره مالی و برنامهریزی استراتژیک کسب و کارها می باشد.
از چه سالی فعالیت در حوزه استارتاپی را شروع کردید؟
از سال 1394 با استارتاپ افیکس به عنوان هم بنیان گذار فعالیت خود را در حوزه استارتاپ ها شروع کردم و بعد از شکست پروژه افیکس، وارد شرکت تامین سرمایه لوتوس پارسیان شدم و اولین پورتال صدور و ابطال آنلاین صندوقهای سرمایه گذاری در ایران را با همکاری دوستان اجرایی نمودم.
چه استارتاپ های موفق تحت مربیگری تا به حال داشتید؟
در حال حاضر مربی استارتاپ بوکینگویلا هستم که در حوزه اجاره ویلا و بوم¬گردی فعالیت دارد.
کمبود چه چیزهایی در اکوسیستم استارتاپی احساس می شود؟
یکی از کمبودهای تاثیرگذار در اکوسیستم استارتاپی ایران عدم وجود اطلاعات موثق و به روز می باشد. چراکه یکی از عمده-ترین عواملی که می تواند به کارشناسان دیدگاه صحیحی جهت تحلیل موفقیت یا عدم موفقیت یک استارتاپ را قبل از شروع بدهد اطلاعات پیش پیرامون حوزه فعالیت آن می باشد.
بزرگترین مشکلی که در بحث سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران داریم چیست؟
با توجه به نوسانات اقتصادی کشور ریسک سیستماتیک سرمایه¬گذاران خطرپذیر بالا می باشد، از اینرو سرمایه گذاران استارتاپها را با کسب و کارهای کوچک و متوسط زود بازده مقایسه می کنند و این قیاس را مبنای ارزشگذاری استارتاپ ها قرار می دهند که باعث می¬شود از مدل های ارزش دفتری (Book value) استفاده کنند.
5 نیروی رقابتی پورتر | Porter's 5 competitive forces
امروزه رقابت به یکی از مباحث مهم در حوزه فروش و بازاریابی تبدیل شده است و این موضوع در دستور کار اصلی شرکتها قرار گرفته است. رقابت در هر صنعت باید در طی زمان به افزایش ارزش برای مشتری از طریق بهبود کیفیت و کاهش هزینهها منجر شود. در یک رقابت سالم، هزینهها کاهش داده میشوند و کیفیت و خدمات محصولات ارائه شده افزایش مییابند. در نتیجه شرکتها و سازمانهایی که در این رقابت شرکت نکنند، اطلاعات کافی از نقاط قوت و ضعف رقبای خود نداشته باشند و قادر به دستهبندی رقیبان نباشند به ناچار باید از صحنه کسب و کار تجارت خارج شوند.
مدل پنج نیروی رقابتی در سال ۱۹۷۹ توسط مایکل پورتر استاد مدیریت دانشگاههاروارد ارائه شد. پورتر در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده بود که سازمانها، احتمالاً رقبای خود را بهدقت تحت نظر میگیرند. اما او معتقد بود که سودآوری یک شرکت، به عوامل بیشتری بستگی دارد و در حقیقت شرکتها باید همه نیروهای تأثیرگذار بر سطح رقابتی بودن بازار را در آنالیز خود لحاظ کنند. او پنج نیروی اصلی تشکیلدهنده بازار رقابتی را معرفی کرد و توضیح داد که ساختار صنعت، فاکتوری است که در نهایت رقابت و سودآوری را هدایت میکند.
این تجزیه تحلیل دو کاربرد دارد:
1- اگر وارد صنعتی نشدهايم میتوانيم در مورد ورود و يا عدم ورود به صنعت تصميمگيری نماييم و اگر در صنعتی قرار داريم میتوانيم با استناد به اين تجزيه و تحليل در مورد ماندن و يا خروج از صنعت تصميمگيری نماييم.
2- با استفاده از اين روش میتوانيم مناسبترين و سودآورترين موقعيت را در صنعت شناسایی نماييم.
5 نیروی رقابتی مایکل پورتر به تفکیک:
1-قدرت چانهزنی خریداران
این نیرو نشان میدهد که عرضهکنندگان محصول، از چه قدرتی برخوردارند، یعنی تا چه حد میتوانند روی افزایش قیمتها تأثیر بگذارند. طبیعتاً هرچه عرضهکنندگان قدرت بیشتری در کنترل قیمتها داشته باشند، سودآوری شرکت کاهش پیدا میکند. از طرف دیگر این نیرو تعداد عرضهکنندگان را نیز تحلیل میکند. هرچه تعداد عرضهکنندگان کمتر باشد، آنها از قدرت بیشتری برخوردارند، چراکه امکان چانهزنی با آنها وجود ندارد. در شرایطی که تعداد زیادی عرضهکننده وجود داشته باشد، کسبوکارها از وضعیت بهتری برخوردارند.
5 عوامل زیر به افزایش قدرت خریداران منجر میشود:
1- تعداد خريداران: هر چه تعداد خريداران زيادتر باشد، قدرت چانه زنی خريداران كاهش میيابد، زيرا اگر آنها كالا را نخرند، فرد ديگری آن را میخرد.
2-قدرت ادغام عمودی پسرو خريدار: اگر خريدار قدرت ادغام عمودی پسرو داشته باشد، يعنی توان اينكه واحد قبل از خود در صنعت را بخرد و يا بسازد، قدرت چانه زنی آن بالا میرود. مثال توليدكننده خودرو، اگر توان ساخت قطعات را داشته باشد، میتواند از قدرت چانه زنی بالاتری در مقابل قطعه ساز برخوردار باشد. يعنی اگر قطعه ساز قيمت بالاتری را پيشنهاد دهد توليدكننده میتواند تهديد به ساخت قطعات نمايد.
3-ميزان حياتی بودن محصول: هر چه محصول برای خريدار بااهميتتر باشد قدرت چانهزنی ما به عنوان خريدار بالا میرود و هر چه محصول حياتیتر باشد (مانند انرژی هسته ای، نفت، دارو) قدرت چانهزنی پايين میآید.
4-حجم خريد: هرچه حجم خريد خريداران بالاتر باشد قدرت چانهزنی آنها افزايش و هر چه حجم خريد خريداران كمتر باشد، قدرت چانه زنی آنها كاهش میيابد.
5-ميزان اطلاعات خريدار از نحوه توليد و ساير اطلاعات فنی مربوط به محصول و يا فرايند: اگر خريدار اطلاعات كاملی از موارد فوق داشته باشد، قدرت چانهزنی خريدار افزايش میيابد. البته در هر يک از موارد فوق فرض میشود عوامل قبلی ثابت فرض شده و تنها عامل مورد بحث تغيير میيابد.
مثالی از شرکت استارباکس:
1- در دسترس بودن گزینههای جایگزین برای خریدار
2- کم بودن و کوچک بودن تعداد خریداران
با توجه به دو عامل مطرح شده میتوان گفت که قدرت چانهزنی خریداران در مقابل شرکت استارباکس قوی میباشد.
مثالی از شرکت کوکاکولا:
1- وجود کانالهای توزیع گسترده
2- وجود خریدارن بزرگی همچون وال مارت
با توجه به دو عامل مطرح شده میتوان گفت که قدرت چانهزنی خریدارن در مقابل شرکت کوکاکولا ضعیف میباشد.
2-قدرت چانهزنی تامینکنندگان
این نیرو نشان میدهد که عرضهکنندگان محصول، از چه قدرتی برخوردارند، یعنی تا چه حد میتوانند روی افزایش قیمتها تأثیر بگذارند. طبیعتاً هرچه عرضهکنندگان قدرت بیشتری در کنترل قیمتها داشته باشند، سودآوری شرکت کاهش پیدا میکند. از طرف دیگر این نیرو تعداد عرضهکنندگان را نیز تحلیل میکند. هرچه تعداد عرضهکنندگان کمتر باشد، آنها از قدرت بیشتری برخوردارند، چراکه امکان چانهزنی با آنها وجود ندارد. در شرایطی که تعداد زیادی عرضهکننده وجود داشته باشد، کسبوکارها از وضعیت بهتری برخوردارند.
5 عامل زیر منجر به افزایش قیمت تامین کنندگان میشود:
1-تعداد عرضهكنندگان: هرچه تعداد عرضهكنندگان افزايش میيابد، قدرت چانهزنی آنها كاهش میيابد زيرا اگر اين عرضهكننده كالا را به فروش نرساند ما میتوانيم از يک عرضه كننده ديگر آن كالا را بخريم، بنابراين قدرت چانهزنی عرضه كننده كاهش میيابد.
2-تعداد محصولات جايگزين عرضهكننده: هرچه تعداد محصولات جايگزين عرضهكننده كمتر باشد، قدرت چانهزنی عرضهكننده بالا میرود و هرچه تعداد محصولات جايگزين عرضهكننده بيشتر باشد، قدرت چانهزنی عرضهكننده پايين میآید.
3-فروش عمده عرضه كننده: اگر خريدار فروش عمده انجام دهد، قدرت چانهزنی آن كاهش میيابد.
4-ميزان تمايز بين محصولات عرضه شده: اگر تمايز بين محصولات عرضهكننده بالا باشد، قدرت چانهزنی بالا میرود.
5-ميزان هزينههای ثابت عرضهكنندگان :هر چه هزينههای ثابت عرضهكنندگان بالاتر باشد، قدرت چانهزنی آنها كاهش میيابد. علت اين امر آن است كه عرضهكننده به خاطر هزينه اوليه بالا، حاضر نيست به راحتی از بازار خارج گردد و میخواهد محصول خود را هر طوری كه هست، بفروشد.
6-قابليت ادغام عمودی پيشرو: اگر عرضهكننده قدرت ادغام عمودی پيشرو بالاتری داشته باشد و توانايی خريد و يا ساخت واحد بعد از خود در زنجيره عرضه را داشته باشد، قدرت چانهزنی عرضه كننده بالا میرود.
مثالی از شرکت استارباکس:
1- تنوع زیاد تامین کنندگان
2- عرضه زیاد
با توجه به عوامل مطرح شده میتوان گفت قدرت چانهزنی تامینکنندگان نسبت به شرکت استارباکس ضعیف میباشد.
مثالی از شرکت کوکاکولا:
1- تنوع تامینکنندگان
2- کم بودن قیمت مواد اولیه
3- کوکاکولا به دلیل تناژ بالای تولید محصولاتش به عنوان یکی از بزرگترین مشتریان برای تامینکننده به حساب میآید.
با توجه به عوامل مطرح شده میتوان گفت قدرت چانهزنی تامینکنندگان نسبت به شرکت کوکاکولا ضعیف میباشد.
3-قدرت جایگزینی کالاهای جانشین
چقدر احتمال دارد که مشتریان، کالا و خدمات رقیبان شما را خریداری کنند؟ درواقع این نیرو به دو شرط اشاره میکند: اول اینکه مشتریان میتوانند محصولات جذاب و باکیفیتی را با هزینه مناسب پیدا کنند، دوم اینکه هزینه جایگزین کردن محصولات و خدمات بالا نیست. بهعنوان مثال هزینه جایگزین کردن قهوه و چای زیاد بالا نیست، اما هزینه جایگزینی اتومبیل بهجای دوچرخه، واقعاً بالا است. اگر هزینه جایگزینی کم باشد، شرکت شما با یک تهدید جدی مواجه است.
برخی از فاکتورهای که روی تهدید محصولات جایگزین تأثیرگذارند، عبارتاند از:
1-تمایل خریدار به کالاهای جایگزین
2-عملکرد قیمتی کالای جایگزین
3-هزینه تعویض کالا برای مشتریان
4-درک مشتریان از تمایز محصولات
5-مد و جریانات روز
6-تغییر تکنولوژی و نوآوری محصول
مثالی از شرکت استارباکس:
1- در دسترس بودن محصولات جایگزین
2- هزینه اندک محصولات جایگزین
با توجه به عوامل مطرح شده میتوان گفت تهدید کالاهای جایگزین نسبت به شرکت استارباکس قوی میباشد.
مثالی از شرکت کوکاکولا:
1-تعداد بالای محصولات جایگزین مانند آبمیوه، نوشیدنی انرژی زا، نوشیدنی سودا و....
با توجه به عامل مطرح شده تهدید کالاهای جایگزین نسبت به شرکت کوکاکولا متوسط رو به بالا میباشد.
4- تهدید ورود رقبای جدید
این نیرو مشخص میکند که ورود به یک بازار، تا چه حد ساده است. در یک صنعت سودآور که موانع کمی برای ورود شرکتکنندگان جدید وجود دارد، رقابت به مرور زمان افزایش مییابد و به طبع سودآوری نرخی نزولی پیدا میکند. عواملی که ورود شرکتهای جدید را محدود میکنند، بهعنوان موانع بازار شناخته میشوند.
شدت تهديد ناشی از ورود رقبای جديد به عوامل زير بستگی دارد:
1-سرمايه مورد نياز: اگر سرمايه مورد نياز برای ورود به يک صنعت زياد باشد، افراد كمتری وارد آن صنعت شده و قدرت تهديد تازه واردها كاهش میيابد
2-دسترسی به كانالهای توزيع: هرچه دسترسی به كانالهای توزيع برای تازه واردها راحت تر باشد، قدرت تهديد تازه واردها افزايش میيابد مانند: نوشابهو هرچه دسترسی به كانالهای توزيع مشكلتر باشد، قدرت تهديد تازه واردها كاهش میيابد مانند: ورود به ساخت كالاهای دارویی
3-امتيازات ويژه: هرچه افراد موجود در صنعت دارای امتيازات ويژه بيشتری باشند مانند: نام تجاری معتبر، سابقه خوب و غيره.... قدرت تهديد تازه وادها كمتر میگردد.
4-ميزان تمايز: هرچه تمايز در يک صنعت بيشتر باشد، قدرت تهديد تازه واردها كمتر میشود. مثال كسی نمیتواند وارد صنعت خودرو شود اما افراد به راحتی میتوانند وارد صنعت گچ شوند.
5-منحنی يادگيری يا تجربه: طبق اين منحنی هر چه زمان بيشتری میگذرد هزينه ما در يک صنعت كاهش مييابد زيرا هر چه زمان بيشتری میگذرد، تجربه ما در صنعت بيشتر میشود و میتوانيم هزينههای خود را در صنعت كاهش دهيم. هرچه صنعت دارای منحنی يادگيری بالاتری باشد، يعنی زمان بيشتری طول بكشد تا بتوانيم خود را به نقطه Min هزينه در آن صنعت برسانيم، قدرت تهديد كمتر ميشود زيرا زمان زيادی لازم است تا قادر باشيم در آن صنعت تجربه كسب نموده و هزينه خود را كاهش داده و در نهايت با ساير شركتها رقابت نماييم.
6-سياستهای دولت: هر چه دولت در ورود تازه واردها سختگيری بيشتری نمايد، قدرت تهديد تازه واردها كاهش میيابد و هرچه آسانتر بگيرد قدرت تهديد تازه واردها افزايش میيابد. به عنوان مثال اگر دولت جهت ايجاد كارگزاری بورس قوانين سختی را وضع نمايد، بنابراين قدرت تهديد تازه واردها كاهش خواهد يافت.
مثالی از شرکت استارباکس:
1- هزینه متوسط پیاده سازی و اداره کسب و کار
2- هزینه بسیار بالا توسعه و جا انداختن محصول
3- هزینه متوسط زنجیره تامین
با توجه به عوامل مطرح شده میتوان گفت تهدید تازه واردها نسبت به شرکت استارباکس متوسط است.
مثالی از شرکت کوکاکولا:
1- موانع کم برای ورود
2- تعداد بالا محصولات
با توجه به عوامل مطرح شده میتوان گفت تهدید تازه واردها نسبت به شرکت کوکاکولا متوسط میباشد.
5-قدرت رقابتی رقبای فعلی
درنهایت آخرین و مهمترین نیروی مدل پورتر، به شدت رقابت شرکتهای حاضر در بازار اشاره دارد. صنایع بسیار رقابتی معمولاً سودآوری کمتری دارند، زیرا هزینه رقابت در آنها بسیار بالا است. یک بازار بسیار رقابتی ممکن است از یکی از شرایط حاصلشده باشد:
• بازیگران بازار از ابعاد مشابهی برخوردارند و یک بازیکن غالب، بر دیگران برتری نیافته است.
• تمایز زیادی بین محصولات و خدمات رقبا وجود ندارد.
• یک بازار بالغ با رشد بسیار آهسته.
• شرکتها تنها در صورتی میتوانند رشد کنند که مشتریان رقبای خود را به شیوههای گوناگون جذب کنند.
غالباً قويترين نيروی رقابتی است و شدت ضعف آن بستگی به عواملی به شرح ذيل دارد:
1-همترازی رقبا: هرچه رقبای موجود در يک صنعت مشابه تر باشند مانند: از نظر سرمايه، تعداد پرسنل، قيمت، تكنولوژي، كيفيت، حجم توليدو .. قدرت رقابت در آن صنعت بيشتر میگردد.
2-تعداد رقبا: هرچه تعداد رقبا در يک صنعت بيشتر باشد، شدت رقابت بيشتر میگردد.
3-هزينه ثابت: هر چه هزينه ثابت در صنعت بيشتر باشد، شدت رقابت در آن صنعت بيشتر میگردد.
4-موانع خروج: هر چه موانع خروج از صنعت بيشتر باشد مانند: سياستهای دولت، سرمايه سنگين، . . . شدت رقابت بيشتر میگردد
5-هزينه تبديل: هر چه هزينه تبديل در يک صنعت بيشتر باشد، شدت رقابت بيشتر میگردد.
مثالی از شرکت استارباکس:
1- تعداد زیاد بنگاهها ( دارای یک سایز و اندازه)
2- هزینه اندک تغییر از یک برند به برند دیگر
3- تنوع بنگاهها
با توجه به عوامل مطرح شده میتوان گفت قدرت رقابت بین رقبا موجود نسبت به شرکت استارباکس قوی میباشد.
مثالی از شرکت کوکاکولا:
1- تعداد زیادی بنگاهها
2- هزینه ثابت بین بنگاهها
با توجه به عوامل مطرح شده میتوان گفت قدرت رقابت بین رقبا موجود نسبت به شرکت کوکاکولا قوی میباشد.
منابع:
competitive strategy: techniqes for analaysis industries and competiors book
www.blog.vla.ir
www.businessnewsdaily.com
www.strategicmanagementinsight.com
نوآفرینی | Originals
همه ما در دورانی از زندگیمان سعی کردهایم با دیگران متفاوت باشیم و از این منظر مزیت کسب کنیم اما معمولاً یا راه را اشتباه رفتهایم یا به محض ابراز وجود، در نطفه خفهشدهایم. افراد مبتکر و خلاق، مدلهای ذهنی خاصی دارند که کتابهای متعددی در بازار به بررسی آن پرداخته است؛ اما کم پیش میآید کتابی بیابیم که در عین پاسخدهی به نیازهای دانشی مخاطب، با ایجاد پارادوکس میان پیشفرضها و چارچوبهای ایجادشده قبلی و مفاهیم آورده شده در کتاب، مخاطب را با خود همراه نماید. کتاب نوآفرینی نوشته آدام گرانت از این نوع کتابها است که در نوع خودش بینظیر است. نویسنده این کتاب پروفسور جوان مدرسه مدیریت کسبوکار وارتون است که ۵ سال پیوسته بهعنوان استاد برتر انتخاب و همچنین به عنوان یکی از بیستوپنج متفکر برتر حوزه مدیریت در دنیا برگزیده شده است.
این کتاب سرتاسر آموزههای جذاب و متفاوت در مورد نوآفرینی است و شما را با حقایقی مواجه میکند که ممکن است در ابتدا برای پذیرش آن مقاومت کنید اما در نهایت در بستری داستانی و با ارائه مثالهایی شما را قانع میکند تا از پوسته دانشی خود خارج شوید و جهان را از بعد دیگری بنگرید. همانطور که در کتاب آمده است: «مُهر تضمین نوآوری عبارت است از دست رد زدن به پیشفرض و کاوش در این مورد که گزینه بهتری وجود دارد یا خیر».
خرد متعارف چنین میگوید که برخی افراد ذاتاً خلاق هستند، درحالیکه بیشتر افراد نوآفرینی اندکی دارند. برخی از افراد زاده شدهاند تا رهبر باشند و بقیه پیرو هستند. برخی از افراد میتوانند تأثیر واقعی بر جای گذارند اما اکثریت فاقد این قدرتاند. کتاب «نوآفرینی» همه این پنداشت ها را میشکند.
همه ما در زندگیمان افرادی را دیدهایم که هیچ چیز جز واژه «نابغه» نمیتواند آنها را معرفی کند؛ اما چند درصد آنها نوآفرین هستند و تأثیر خاصی بر جهان اطرافشان گذاشتهاند؟ اگرچه نوابغ خردسال غالباً هم به لحاظ استعداد و هم ازنظر جاهطلبی غنی هستند، آنچه مانع از این میشود که دنیا را بهپیش ببرند نیاموختن نوآفرین بودن است. آنها انرژی خود را بر مصرف کردن دانش علمی موجود متمرکز میکنند، نه بر تولید بینشهای جدید. آنها از قواعد کدگذاری شده بازیهای مرسوم دنبالهروی میکنند، به جای اینکه قواعد یا بازیهای خود را ابداع کنند.
گاهی حتی والدین، ندانسته ریشههای نوآفرینی و ابتکار را در کودکانشان میخشکانند. تصور کنید کودکتان آسمان را در پایین و جنگل را در بالای صفحه نقاشی کرده است، خورشید را به شکل مثلث کشیده و آن را به رنگ صورتی رنگآمیزی کرده است. واکنش شما چه خواهد بود؟ احتمالاً با ملایمت به او گوشزد میکنید که به اطرافش بیشتر دقت کند و به او توضیح میدهید که خورشید به چه شکلی است و موقعیت زمین و آسمان باید در کجای صفحه ترسیم شود. ناخودآگاه به ذهن کودک چارچوب میدهید و به وی میآموزید در جهت تائید شما رفتار کند. این کتاب به شما کمک میکند تا چارچوب و بینش متفاوتی در مورد خلاقیت و نوآفرینی داشته باشید.
اگر به شما گفته شود میل بیپایانتان برای کسب توفیق و انگیزه قویتان برای رسیدن به هدف، میتواند مزاحم نوآفرینی و ابتکار عمل شود، تعجب نمیکنید؟ با خواندن این کتاب متوجه خواهید شد که هرچه بیشتر برای موفقیت ارزش قائل شوید، بیشتر از ناکامی خواهید ترسید. میل شدید به موفقیت، بهجای هدف گرفتن دستاوردهای منحصربه فرد، ما را به جایی میرساند که برای موفقیت تضمین شده تلاش کنیم. در واقع، انگیزه موفقیت و ترسی که از ناکامی به همراه دارد سد راه برخی از بزرگترین آفرینشگران و کارگزاران تغییر در طول تاریخ بوده است.
به پارادوکس بعدی میپردازیم: تقریباً همه ما این جمله را بارها شنیدهایم: «کارآفرینی مستلزم ریسکهای بزرگ است». تقریباً در تمامی مقالاتی که ویژگیهای لازم برای موفقیت کارآفرینان را برمیشمارند، ریسکپذیری فاکتور مهمی قلمداد میشود. نویسنده در بخشی از کتاب آورده است: «میخواهم این افسانه را که نوآفرینی و ابتکار مستلزم ریسک کردنهای شدید است نقض کنم و متقاعدتان سازم که افراد مبتکر عملاً بسیار معمولیتر از چیزیاند که ما گمان میکنیم. در هر حوزهای، از کسبوکار و سیاست گرفته تا علم و هنر، افرادی که دنیا را با ایدههای خلاقانه بهپیش میبرند به ندرت اسطوره عزم و اراده و تعهد هستند. شاید چون سنتها را زیر سؤال میبرند و وضع موجود را به چالش میکشند، در ظاهر دلیر و مطمئن به نظر برسند؛ اما وقتی لایههای رویی را کنار بزنید، حقیقت این است که آنها نیز با ترس، دودلی و تردید به خود دست به گریباناند». در واقع اگر ریسکگریزید و درموردِ انجامپذیر بودن ایدههایتان تردیدهایی دارید، احتمالاً کسبوکارتان برای ماندن ساخته میشود. اگر قماربازی کلهخراب هستید، کسبوکار نوپایتان بسیار شکنندهتر است.
تصور کنید موقعیتی پیش بیاید که بتوانید کسبوکاری برای خودتان دستوپا کنید. چقدر احتمال دارد بلافاصله کار کنونیتان را رها کنید و به امید سوددهی کسبوکاری نوپا، امنیت شغلیتان را به خطر بیندازید؟ اغلب افراد تصور میکنند که با ایجاد کسبوکاری نوپا، باید تمام پلهای پشت سر را خراب کرد و با تمام قوا برای پرورش کسبوکار جنگید. همیشه شنیدهایم که بیل گیتس دانشگاه را رها کرد اما به ما نگفتهاند که چقدر مراقب بود تا ابتدا بتواند مرخصی تحصیلی بگیرد و مطمئن شود که والدینش خرجش را میدهند و سپس وارد بازی جدید شود.
آدام گرانت در کتاب نوآفرینی، رابطه عکس بین کمیت و کیفیت را نقض کرده و بیان میکند که وقتی نوبت به خلق ایده میرسد، کمیت پیشبینی پذیرترین مسیر به سمت کیفیت است. بسیاری از افراد به این دلیل از رسیدن به نوآفرینی بازمیمانند که چند ایده معدود تولید میکنند و سپس ذهنشان را بهتمامی درگیر اصلاح کردن آنها و به کمال رساندنشان میکنند.
با خواندن این کتاب میآموزید که چگونه میتوان در محیطی که همه با شما مخالف هستند، ایده نوآفرینانه تان را مطرح کنید، به شما میآموزد که چرا باید در جلسه با سرمایهگذاران، منتقد اصلی ایده خود باشید، بیان میکند که به تعویق انداختن امور چگونه میتواند منجر به نوآفرینی شود، توضیح میدهد که چه تفاوتی میان فرزندان ارشد و غیر ارشد در حرکت آنان به سمت نوآفرینی وجود دارد، به این نکته اشاره میکند که پیشگامی در بازار همیشه مزیت به شمار نمیرود، از لزوم عدم شفافیت شما در سازمان صحبت میکند و حتی به شما میگوید که برخلاف نظریههای موجود، گروه اندیشی عامل توقف نوآفرینی نیست.
مطالعه این کتاب با ترجمه روان آقایان رایان راد و شفیعا، به شما کمک میکند تا نوآفرینی و نوآفرینان را بیشتر بشناسید و تلاش کنید برای یکبار هم شده به جای اینکه با دنیا سازگار شوید، او را با خودتان سازگار کنید. علاقمندان میتوانند این کتاب را از سایت انتشارات آریانا قلم به نشانی www.aryanabook.com خریداری نمایند.
در آخر اینکه مخاطبان این کتاب، همه اقشار اعم از دانشجویان، مدیران، کارآفرینان و همه کسانی که دوست دارند دنیا را جای بهتری برای زندگی کنند، شامل میشود اما به نظر میرسد، والدین باید نگاه ویژهای به این کتاب داشته باشند تا به بینش جدیدی در مورد پرورش فرزندان نائل آیند که حتی اگر موجب ایجاد نوآفرینان نسل آینده نشود، قطعاً از سرکوب ناخودآگاه استعدادهای نوآفرینانه کودکانمان جلوگیری میکند.
رمز و رازهای سرمایهگذاری فرشته، پاول گراهام (ساز و کار، بخش چهارم)
گاهی در کنار سرمایهگذاری، استارتاپها به واسطه تجربه و تخصص سرمایهگذاران فرشتهای که عضوی از سهامداران آن شرکت هستند پیشرفت قابل توجهی خواهند داشت. این به انتخاب شما (سرمایهگذار فرشته) بستگی دارد که تمایل دارید غیر از سرمایهای که در اختیار استارتاپ میگذارید با آنها به عنوان عضوی از شرکتشان همکاریهای متنوع دیگری نیز داشته باشید یا خیر.
مسأله جزیی دیگری نیز در مورد سرمایهگذاری فرشته وجود دارد: اینکه از شما چقدر انتظار میرود به استارتاپ کمک کنید. این انتظار میتواند مانند مبلغی که سرمایهگذاری میکنید، بسیار متفاوت باشد. اگر نمیخواهید جز سرمایهگذاری کار دیگری برای استارتاپ انجام دهید، ضرورتی ندارد که کار خاصی انجام دهید. شما به سادگی میتوانید صرفا یک منبع پول باشید یا میتوانید یک کارمند واقعی برای استارتاپ بشوید. فقط اطمینان حاصل کنید که خودتان و استارتاپ مورد نظر قبلاً در مورد این که چه مقدار سرمایهگذاری و چه کارهایی برای آنها انجام خواهید داد به توافق رسیده باشید.
شرکتهای ممتاز گاهی استانداردهای بالایی برای سرمایهگذاران فرشته دارند. آن دسته از شرکتهای استارتاپی که تعداد خواهان زیادی به عنوان سرمایهگذار دارند، عموماً فقط به کسانی که معروف هستند و یا به سختی برای آنها کار خواهند کرد اجازه سرمایهگذاری میدهد. اما این احساس را پیدا نکنید که شما مجبور هستید زمان زیادی را صرف کنید و در غیر این صورت نمیتوانید بر روی استارتاپ خوبی سرمایهگذاری کنید. عدم همبستگی عجیبی بین اینکه چقدر قرارداد با یک استارتاپ داغ و جذاب است و اینکه در پایان همین استارتاپ به چه میزان موفق خواهد بود، وجود دارد. بسیاری از استارتاپهای جذاب در نهایت ناکام خواهند ماند و با شکست روبرو میشوند و در عوض بسیاری از استارتاپهایی که هیچکس دوست ندارد، موفق خواهند شد و برای سرمایهگذارانی که در ارزشگذاری کم بر روی آن سرمایهگذاری نکردهاند جای افسوس باقی میگذارند.
این نکته مایه سرافرازی است که بتوانیم آن استارتاپهایی را که در آینده موفق خواهند شد انتخاب کنیم؛ اینطور نیست؟ بخش مهمی از روند سرمایهگذاری فرشته که بیشترین تاثیر را در سودهای آتی آنها دارد، "انتخاب شرکتهای مناسب" است. در عین حال سختترین قسمت از روند سرمایهگذاری نیز همین میباشد. بنابراین شما باید به طور کامل همه چیزهایی را که تا به حال به شما گفتهام، نادیده بگیرید؛ البته ممکن است لازم باشد در بعضی موارد به آنها مراجعه کنید اما مسئله اصلی آنها نیستند.
مهمترین مسئله این است که استارتاپ درست را انتخاب کنید. مهمترین مسئله برای استارتاپ فهم معنی جمله "چیزی را که مردم میخواهند" است و برای سرمایهگذاران فهم معنی جمله"انتخاب استارتاپهای مناسب" است. حاصل ترکیب آنها به یک جمله میرساند: "انتخاب استارتاپهایی که نیازهای مردم را پاسخ میدهند".
تصمیمات در مجامع عمومی شرکت سهامی خاص با چه اکثریتی اتخاذ میشود؟
شرکت سهامی خاص دارای سه مجمع عمومی است. (البته طبق قانون تشکیل مجمع عمومی موسس در شرکتهای سهامی خاص اجباری نیست؛ اما طبق مقررات و ضوابط حاکم بر اداره ثبت شرکتها، یکی از مدارک لازم برای تاسیس شرکت، صورتجلسه مجمع عمومی موسس است)
الف- مجمع عمومی موسس: در مجمع عمومی موسس لازم است پذیرهنویسانِ حداقل نیمی از سرمایه شرکت، در جلسه مجمع حاضر باشند. منظور از پذیرهنویسان (موسسان) همان اشخاصی هستند که با تقبل کردن پرداخت بخشی از سرمایه شرکت، در تشکیل شرکت سهامی خاص مشارکت میکنند. اگر در اولین مرتبهای که پذیرهنویسان دعوت میشوند، حداقل نیمی از آنها در جلسه حاضر نشوند، جلسه مجمع تشکیل نمیشود و لازم است مجددا پذیرهنویسان برای حضور در مجمع دعوت شوند. در مجمع جدیدی که تشکیل میگردد، حضور حداقل یکسوم پذیرهنویسان سرمایه ضروری است. در هر دو حالت گفتهشده، تصمیمات مجمع عمومی موسس زمانی قانونی است که حداقل دو-سوم حاضرین در مجمع آن تصمیم را تصویب کرده باشند. اگر این نصاب رای حاصل نشود، موسسین باید عدم تشکیل شرکت را اعلام کنند. (ماده 75 لایحه اصلاح قسمتی از مواد قانون تجارت)
ب- مجمع عمومی فوقالعاده: در مجمع عمومی فوقالعاده لازم است بیش از نصف سهامی که حق رای دارند، در جلسه مجمع حاضر باشند. اگر در اولین دعوت، این تعداد سهامدار در جلسه مجمع حاضر نشدند، سهامداران برای بار دوم دعوت میشوند. لازم است در دعوت دوم بیش از یکسوم سهامداران حاضر شوند. در هر دو حالت فوق، تصمیمات مجمع عمومی فوقالعاده با دو-سوم آرای حاضرین معتبر و قانونی است. (مواد 84 و 85 لایحه اصلاح قسمتی از مواد قانون تجارت)
پ- مجمع عمومی عادی: در این مجمع لازم است حداقل بیش از نصف سهامی که حق رای دارد، حاضر باشند. اگر در اولین دعوت این تعداد از سهامداران حاضر نشدند، در دعوت دوم هر تعداد از صاحبان سهام که حاضر باشند، مجمع تشکیل میشود. در این مجمع تصمیمات با اکثریت نصف بعلاوه یک آراء حاضر در جلسه مجمع معتبر و قانونی است. با این همه، در مواردی که مجمع بخواهد مدیران و بازرسان شرکت را انتخاب کند، نصاب لازم برای اتخاذ تصمیمات، اکثریت نسبی است. (مواد 87 و 88 لایحه اصلاح قسمتی از مواد قانون تجارت)
* قواعد حاکم بر مجمع عمومی عادی از جهت نصاب تشکیل و اتخاذ تصمیمات، در مجمع عمومی عادی بطور فوقالعاده نیز رعایت میشود؛ زیرا این مجمع هم نوعی مجمع عمومی عادی است.
* سهامداران میتوانند در اساسنامه شرکت نصابهای ذکرشده برای رایگیری در مجامع بالا افزایش دهند؛ اما هیچگاه نمیتوانند از حداقل نصابهای تعیین شده برای آن مجامع برای تصمیمگیری بکاهند.
استارتاپ دمو کیش اینوکس 2018
کیش اینوکس به عنوان بزرگترین رویداد اقتصادی بخش خصوصی با چندین سال سابقه برگزاری توانسته با در کنارهم قراردادن بخشهای پیشروی اقتصاد ایران شامل بانک، بیمه، بورس، انرژی(نفت و گاز و پتروشیمی)، زیرساخت و گردشگری و همچنین حضور فعال متولیان پروژههای سرمایهپذیر و مشارکت سرمایهگذاران داخلی و خارجی فرصت ویژهای را برای شکوفایی و توسعه سرمایهگذاری و در نهایت رشد و توسعه اقتصاد کشور فراهم آورده است.
با توجه به حضور ۲۵۰ شرکت در رویداد کیش اینوکس، برآن شدیم تا فرصتی را برای ارایه استارتاپها در میان جمعی از سرمایهگذاران بوجود آوریم. در رویداد استارتاپ دمو ۱۰ استارتاپ که پیش از نمایشگاه در سامانه کارنکراد ثبتنام کرده و توسط ما بررسی و تایید شده بودند، فرصتی پیدا کردند تا خود را در مدت ۱۰ دقیقه به سرمایهگذاران حاضر در نمایشگاه معرفی کنند و ارتباط موثری را با آنها ایجاد کنند.
مصاحبه اختصاصی | فرشاد ضیغمی و امین ضیغمی
معرفی مختصر از خودتان؟
فرشاد ضیغمی، مهندس برق، فوق لیسانس طراحی صنعتی، پژوهشگر دیزاین و مشاور کسب و کار
امین ضیغمی، مهندس مکانیک، فوق لیسانس طراحی صنعتی، پژوهشگر دیزاین و مشاور نوآوری سازمانی
ما از سال 1387 در صنایع الکترونیک نظامی، پزشکی و خودرو بصورت کارمندی، خویشفرمایی و کارآفرینی فعالیت داشتهایم و از سال 1394 در حوزه پژوهش دیزاین مشغول به کار هستیم.
حوزه فعالیتتان؟
فعالیت ما پژوهش، آموزش و مشاوره در حوزه طراحی و توسعه کسب و کار با استفاده از رویکردها و متدهای دیزاین می باشد.
از چه سالی فعالیت در حوزه استارتاپی را شروع کردید؟
فرشاد ضیغمی از سال 1395 با موضوع پایان نامه کارشناسی ارشد «کاربرد تفکر طراحی در حل مسائل خبیث استارتاپها» بهطور جدی به پژوهش طراحی در حوزه کسب و کار وارد شده و امین ضیغمی از سال 1394 با موضوع «نوآوری در کسب و کار با رویکرد علوم شناختی» به پژوهش در حوزه کسب و کارهای نوپا میپردازد.
چه استارتاپ های موفق تحت مربیگری تا به حال داشتید؟
ما مربی استارتاپ نیستیم، به استارتاپها آموزش میدهیم که چطور برای حل مسائلی که در کسب و کارشان پیش میآید راهکارهای نوآورانه خلق کنند، بدون اینکه خودمان الزاما به نوع آن مسائل اِشرافی داشته باشیم. در واقع کار ما آموزش دادن روش یا پروسه حل مساله با رویکرد دیزاین است.
متد ما در فرآیند حل مساله شامل 4 مرحله است: کشف مساله درست، تعریف درست مساله، توسعه راهحلهای ممکن، ارزیابی و انتخاب راهحل.
کمبود چه چیزهایی در اکوسیستم استارتاپی احساس می شود؟
«انسان محور نبودن فرآیند طراحی» از بزرگترین ضعفهای این اکوسیستم است. ما معتقدیم ایده بد وجود ندارد. پیش پا افتادهترین ایده میتواند با یک بزینس مدل خوب برای همه ذینفعان ارزش ایجاد کند.
یک بزینس مدل خوب 3 محور اصلی دارد: انسان، بزینس، تکنولوژی
انسان: یعنی نتیجه کسب و کار (محصول/خدمات) برای انسان مطلوبیت داشته باشد
بزینس: یعنی مدل کسب و کار از لحاظ اقتصادی سودآور باشد
تکنولوژی: یعنی اجرای مدل کسب و کار از لحاظ تکنولوژی امکانپذیر باشد
کم توجهی به هر یک از این محورها، احتمال شکست بزینس مدل را افزایش میدهد.
کم توجهی به محور «انسان»، شایعترین ضعف استارتاپهای ایرانی است. محصول یا خدمات بسیاری از استارتاپهایی که شکست میخورند نتیجه کشف نیاز عمیق مخاطب نیست بلکه نتیجه «توانایی»، «امکانات» یا «میل درونی» تیم استارتاپ برای خلق یک محصول یا سرویس است. در این استارتاپها شناخت و درک عمیق نیاز مخاطب، موضوعی است که معمولا نادیده گرفته میشود، در صورتی که از مهمترین دلایل موفقیت در کسب و کار است. بنابراین استارتاپها باید کار با ابزارهای کاربر پژوهی در سطوح عمیق را یاد بگیرند و به ابزارهایی که صرفا نیاز سطحی مشتری را استخراج میکند اکتفا نکنند.
بزرگترین مشکلی که در بحث سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران داریم چیست؟
این مشکلات به دو دسته تقسیم میشود، مشکلات قبل از جذب سرمایه و مشکلات بعد از جذب سرمایه.
از مشکلات قبل از جذب سرمایه به دو عامل پرزنت ضعیف و بزینس مدل بد یا پر ابهام باید اشاره کرد که این عوامل غالبا مانع جذب سرمایه میشود. از مشکلات بعد از جذب سرمایه، استراتژی اشتباه در توسعه کسب و کار و مقیاس پذیری زودهنگام از مهمترین عواملی است که میتواند باعث از بین رفتن سرمایه جذب شده و بیاعتمادی سرمایهگذارها شود. خیلی وقتها اشتباهاتی که بعضا جبران پذیر نیستند حاصل تعریف غلط یک مساله است. برای مسالهای که غلط تعریف شده، راه حل خوب وجود ندارد. دردی که درست تشخیص داده نشود، تجویز کردن درست برایش بی معنی است. بطور مثال دیده میشود که مساله استارتاپ، محصول ضعیف یا ناقص بوده ولی استارتاپ، به جای توسعه یا تکمیل محصول، همه سرمایه جذب شده را برای کمپین تبلیغاتی هزینه می کند. واقعیت این است که تبلیغ کردن محصولی که برای مشتری مطلوبیت ندارد بیفایده است. بنابراین نکتهای که ما همواره در مشاورهها تاکید میکنیم این است که شناسایی مساله درست بسیار مهمتر از یافتن راه حل درست است.
مصاحبه اختصاصی | اسمارتآپ ونچرز
معرفی مختصر از شرکتتان؟
اسمارتآپ یک شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر است که در بخش Early Stage اکوسیستم کارآفرینی ایران فعالیت میکند. بنیانگذاران اسمارتآپ پیش از این چندین کسب و کار راه اندازی کردهاند که سود انباشته بخشی از آنها وارد اسمارتآپ شده و صرف سرمایهگذاری در کسب و کارهای نوپا میشود. به بیان دیگر بنیانگذاران اسمارتآپ از دنیای کارآفرینی پا به عرصه سرمایهگذاری خطرپذیر گذاشتهاند.
نگاه کارآفرینانه سرمایهگذاری اسمارتآپ باعث شده است یکی از اصلیترین آوردههای غیرمالی اسمارتآپ در سرمایهگذاریهایش، بکارگیری تجارب کسب و کارهای پیشین باشد. هم افزایی این تجارب با دانش حاصل از تعامل با استارتاپهای مختلف، زمینهساز توسعه یک مدل منتورینگ شده است. این مدل در کنار پلتفرم دانشی اسمارتآپ مرتب ارتقا می یابد.
فرآیند سرمایهگذاری در اسمارتآپ با امضای قرارداد خاتمه نمییابد بلکه پس از امضای قرارداد، فرآیندهای دیگری فعال میشود. منتورینگ فعال، کمک به خلق اهرم رشد، مکانیزمهای حمایتی منابع انسانی، مالی و حقوقی و پشتیبانی فعال جهت افزایش سرمایه راند بعد، از جمله این فرآیندها است.
یکی از محوریترین اقدامات یک تیم کارآفرینی تلاش در جهت ساخت اهرم رشد کسب و کار است. حرکت در این مسیر پیچیدگیها بسیاری دارد و حتیگاه ممکن است نیاز باشد یک کسب و کار به Pivot تن دهد. اسمارتآپ در این مسیر کمکهای فکری و فنی اثرگذاری در اختیار پرتفولیواش قرار میدهد. Pivot نیمی از استارتاپهای پرتفولیو پس از سرمایهگذاری اسمارتآپ شاهدی بر این مدعاست.
حداکثر سقف سرمایه گذاری شرکتتان چقدر است؟
بازه سرمایهگذاری اسمارتآپ بین 200 میلیون تا یک میلیارد تومان است. البته برای استارتاپهایی که درخواستی نزدیک به سقف سرمایهگذاری ( یک میلیارد تومان) دارند، سرمایه گذاری در دو مرحله انجام میشود. ابتدا سرمایه کوچکی تزریق میشود و باقی سرمایه درخواستی به صورت follow-on round سرمایهگذاری میشود.
آیا تمرکز شرکت شما برای سرمایه گذاری روی حوزه های خاصی است؟ اگر بله، چه حوزههایی؟
به دلیل اینکه اسمارتآپ در حوزههایی سرمایهگذاری میکند که دارای دانش و تجربه انباشته شده باشد، حوزههای سرمایهگذاری خود را به این صورت انتخاب کرده است :
1- Fintech 2- E-Health 3-Content 4-AI 5-Social Network
از نظر شما به عنوان سرمایه گذار، مهمترین جنبه هایی که استارتاپ ها باید به آنها توجه داشته باشند چیست؟
یکی از مهمترین موضوعاتی که باید به آن توجه شود، تیم استارتاپ است. تیم باید دارای ترکیبی مناسب از مهمترین نیازها و مهارتهای استارتاپ باشد. در حال حاضر استارتاپهای زیادی، تیمی را تشکیل میدهند که از نظر مهارتهای مورد نیاز استارتاپ تکمیل کننده یکدیگر نیستند و به همین دلیل بعضی جنبههای استارتاپ مهجور میمانند و همگام با سایر جنبههای استارتاپ رشد نمیکنند.
مورد دیگر، بازاری است که استارتاپ برای فعالیت انتخاب میکند. قبل از انتخاب بازار باید در مورد حجم بازار، روند رشد بازار، خلاءها و نیازهای بازار تحقیقات انجام شود و پس از آن شروع به ایجاد محصول کنند. ورود به بازارهایی که سقف کوتاهی دارند، جذابیتی برای سرمایهگذاری ندارد.
بزرگترین مشکلی که در بحث سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران داریم چیست؟
طولانی بودن فرآیند بررسی و پاسخگویی سرمایهگذاران به استارتاپها از مهمترین چالشهایی هست که انرژی و زمان زیادی را از استارتاپ میگیرد و گاهی منجر به از دست رفتن فرصتها برای استارتاپها میشود.
قلاب | Hooked
برای بسیاری از محصولات، ایجاد وابستگی شرط بقاست. ازآنجاکه چیزهای بیشماری وجود دارند که میتوانند حواس ما را به خود جلب کنند، شرکتها به دنبال تسلط بر تاکتیکهایی بدیعاند تا بتوانند جای خود را در ذهن کاربران نگه دارند. امروزه، جمع کردن میلیونها کاربر دیگر کافی نیست. شرکتها هر روز بیشتر به این واقعیت پی میبرند که ارزش اقتصادیشان تابع مستقیمی است از قدرت عادتهایی که ایجاد میکنند. شرکتها، برای جلب وفاداری کاربران و خلق محصولی که مکرراً استفاده شود، باید دریابند چه چیزی کاربران را وامیدارد که کلیک کنند و چرا.
Nir Eyal سالهای زیادی در صنعت بازیهای ویدئویی و تبلیغات کار کرده است. در این مدت، فنونی را که برای انگیزاندن کاربران و اثرگذاری در آنها استفاده میشود آموخته، به کار گرفته و گاهی هم کنار گذاشته است. در مدرسۀ عالی کسبوکار استنفورد و مؤسسۀ طراحی Hasso Plattner تدریس کرده است و یکی از سخنرانهای همیشگی کنفرانسهای صنعتی و شرکتهای لیست Fortune 500 است. نوشتههای او دربارۀ فناوری، روانشناسی و کسبوکار در مجلۀ Harvard Business Review، The Atlantic، TechCrunch و Psychology Today منتشر میشوند. نوشتههای Ryan Hoover در TechCrunch، The Next Web، Forbes و Fast Company منتشر میشوند. Hoover، بعد از انتشار کتاب قلاب در کنار Nil Eyal، Product Hunt را بنیانگذاری کرد، شرکتی که در توصیفش گفتهاند، «محل کشف پدیدۀ بعدی فناوری»
این کتاب کارش را با زدن ضربهای محکم به خواننده شروع میکند:
چند پاراگراف نخست مقدمه کتاب، مانند سیلی محکمی، یک آن ما را به خود میآورد تا به این فکر فرورویم که هرروز بدون تفکر آگاهانه با تلفن هوشمندمان چه کارهایی میکنیم، به اینکه بی آنکه واقف باشیم چگونه اسیر و پایبند برنامههای دستگاههای هوشمند خود شدهایم. همانطور که نویسنده کتاب اشاره میکند، به نظر چارهای نیست و ما به این فناوریها معتاد شده یا، به عبارت دقیقتر، در «قلاب» آنها گیرافتادهایم! مفهوم قلاب شدن در این کتاب فصل مشترک حوزههای روانشناسی و فناوری و کسب وکار است، که به مدد آن نویسنده میکوشد نشان دهد که چگونه برخی از محصولات فناورانه در فضای پرتلاطم و پرتغییر کسبوکارهای امروزی، به خصوص در دنیای مجازی و آنلاین، توانستهاند موفقیتی عالمگیر برای مالکان خود به ارمغان بیاورند. به روشنی و با کمک نمونههایی معروف، نشان داده میشود که برنامهها و محصولاتی که نیاز مداومی به مراجعه به خودشان را در مخاطب ایجاد میکنند ماندگاری بیشتری دارند؛ به قول نویسنده کتاب، محصولاتی مانا میشوند که نخست ویتامین و سپس ُمسکنی برای مخاطب باشند.
کتاب پیش رو میتواند راهنمای مفیدی برای کسانی باشد که در جست وجوی مدلی نو برای کسب وکارند. به علاوه، در زمینه طراحی ارزش پیشنهادی و طراحی محصول و مرحله ایدهیابی، این کتاب راهنماییهای ارزنده و کاربردیای به خواننده عرضه میکند. انتشارات آریاناقلم در ادامه تحقق اهدافش درباره انتشار کتابهای معیار در حوزه های کسب وکار و طراحی محصول، با همراهی مترجم خوبش، آقای سعید قدوسینژاد، که خود از فعالان این حوزههاست، دست به انتشار این کتاب زده است. امید که کتاب حاضر مورد استفاده همه فعالان و علاقهمندان به این دو حوزه قرار گیرد.
رمز و رازهای سرمایهگذاری فرشته، پاول گراهام (ساز و کار، بخش سوم)
ارزیابی ارزشگذاریهای استارتاپها تنوع زیادی ندارند. میزان ارزشگذاریهای استارتاپها برای راندهای سرمایهگذاری فرشته در آمریکا معمولاً در بازه 300 هزار دلار تا 4 یا 5 میلیون دلار میباشد. این در حالی است که قسمتهای کاری سرمایهگذاران خطرپذیر (VC) از 4 میلیون دلار آغاز میگردد.
چگونه تصمیم میگیرید چه نوع ارزشگذاری را پیشنهاد دهید؟ اگر رهبری سرمایهگذاری شما در بخشی از راند سرمایهگذاری به رهبری شخص دیگری باشد، این مشکل برای شما حل خواهد شد. اما اگر خودتان به تنهایی سرمایهگذاری میکنید پاسخ چیست؟ پاسخ دقیقی برای این سؤال وجود ندارد. هیچ روش منطقی و روشنی برای ارزشگذاری یک استارتاپ در مراحل اولیه (Early Stage) وجود ندارد. ارزشگذاری به چیزی جز قدرت چانهزنی استارتاپ وابسته نیست. اگر آنها واقعا شما را بخواهند،شاید به دلیل اینکه به شدت به پول نیاز دارند و یا شما کسی هستید که میتواند به آنها کمک کند، اجازه خواهند داد که در سطح پایینی ارزشگذاری کنید. اما اگر به شما نیازی نداشته باشند، این انتظار ارزشگذاری بالاتری خواهند داشت. بنابراین حدس زده میشود که استارتاپ ممکن است هیچ ایده دیگری در مورد مقدار ارزشگذاری نداشته باشد، چیزی که سرمایهگذار در اختیار دارد ارزشگذاری خواهد بود.
در نهایت این مسأله آنقدر مهم نیست. زمانی که سرمایهگذاران فرشته از یک معامله پول زیادی بدست میآورند که شرکت واقعاً در انجام وعدههایش موفق باشد، نه اینکه آنها به جای 1.5 میلیون دلار 3 میلیون دلار سرمایهگذاری کرده باشند.
به عنوان سخن آخر پیشنهاد میکنم در مورد شرایط قرارداد یا ساز و کار آن زیاد از حد وسواس به خرج ندهید تا حالت سردرگمی پیدا نکنید. موضوعی که میبایست زمان زیادی را برای فکر کردن به آن اختصاص دهید این است که آیا این شرکت، شرکت خوبی است و توانایی برآمدن از عهده تعهدات خود را دارد یا خیر.
(به طور مشابه، بنیانگذاران استارتاپها نیز نباید در مورد شرایط معامله وسواسی عمل کنند، اما باید زمان خود را صرف فکر کردن در مورد چگونگی ایجاد و توسعه خوب شرکت کنند.)
رمز و رازهای سرمایهگذاری فرشته، پاول گراهام (ساز و کار، بخش دوم)
در مطلب قبلی متوجه شدیم که در صورت سرمایهگذاری به میزان 50 هزار دلار بر روی استارتاپی با ارزش 1 میلیون دلار، شما صاحب 4.76% از سهام آن استارتاپ میشوید؛ حال اگر این شرکت بعداً افزایش سرمایه دهد، سرمایهگذار جدید، قسمتی از سهام تمام سهامداران را دریافت میکند؛ دقیقاً طبق همان مکانیزمی که شما سرمایهگذاری را انجام دادید. اگر در این راند جذب سرمایه 10 درصد از شرکت را به سهامدار جدید واگذار کنند، میزان سهام شما از 4.76% به 4.28% کاهش خواهد یافت.
البته مشکلی وجود ندارد؛ رقیق شدن (Dilution) امری طبیعی است. تنها چیزی که باعث میشود نگرانی بابت راندهای بعدی سرمایهگذاری نداشته باشید این است که شما با بنیانگذاران استارتاپ در یک قایق هستید. آنها نمیتوانند شما را رقیق کنند بدون اینکه خودشان را به همان میزان رقیق نکرده باشند و آنها این کار را انجام نخواهند داد، مگر اینکه بخواهند به کار خود پایان دهند. بنابراین، در حقیقت هر دور بعدی سرمایهگذاری، شما را با سهم کوچکتر از یک شرکت با ارزشتر مواجه میکند، تا بعد از چندین دور دیگر شما با 0.5٪ از شرکت در نقطهای قرار خواهید داشت که شرکت وارد IPO میشود و شما بسیار خوشحال خواهید بود، چرا که 50 هزار دلار شما به 5 میلیون دلار تبدیل شده است.
توافقنامهای که به وسیله آن سرمایهگذاری میکنید، باید شامل قوانینی باشد که در حفظ درصد سهام شما در راندهای افزایش سرمایه آتی کمک کند. بنابراین انتخاب با شماست که رقیق شوید یا خیر. اگر این شرکت واقعا صحیح عمل کند در نهایت موفق خواهید بود، زیرا در نهایت ارزشگذاری به میزان زیادی افزایش مییابد، در حالی که در ابتدا این گونه نبوده است.
یک سرمایهگذار فرشته چه مقدار سرمایهگذاری میکند؟ تنوع رقم در این مقوله بسیار زیاد است، از 10،000 دلار تا صدها هزار و یا حتی در موارد نادر میلیونها دلار. بدیهی است که حد بالای هر سرمایهگذاری آن مبلغی است که بنیانگذاران استارتاپ به عنوان افزایش سرمایه نیاز دارند. حد پایین 10-5% سهام کل یا 10،000 دلار است، بسته به شرایط هر کدام بزرگتر است. یک راند معمول سرمایهگذاری فرشته در این روزها ممکن است افزایش سرمایه حدود 150،000 دلار از 5 نفر باشد.
بازیکن تیمی ایدئال | The Ideal Team Player
امروز بیش از هر زمان دیگری در اطراف خود شاهد تأسیس شرکتهای نوپا و دانشبنیان یا به اصطلاح استارپهایی هستیم که عموماً با همکاری چند دوست یا همکلاسی با تخصصهای مکمل ایجاد میشود. ماهیت مسطح ساختار چنین شرکتهای نوپایی، نیاز به کار و روحیه تیمی را بیش از هر زمان دیگری مشخص میکند و البته دلایل منطقی متعددی هم به جز ساختار برای وجود تیم در چنین شرکتهایی وجود دارد. همانطور که میدانید بزرگترین چالش شرکتهای کوچک و متوسط و استارتاپها، منابع محدود و توان سرمایهای اندک است. اگر پای گفتگوی چند نفر از صاحبان استارتاپها بنشینیم، قطعاً یکی از اهرمهای تأثیرگذار بر موفقیت خود را منابع انسانی میشمارند. آنها به دنبال افرادی چند مهارته، دارای توان ارتباطی و البته متخصص هستند. بدیهی است چنین افرادی در سازمانهای بزرگ و سنتی دستمزدهای بالایی دارند لذا کسبوکارهای نوپا از عهده چنین هزینههایی برنمیآیند و اینجاست که اولین جرقه نیاز به استفاده از شبکههای اطراف و جذب دوستان و آشنایانمان در تیم به چشم میخورد. باید توجه داشت نکته چالشبرانگیز این قسمت، انتخاب فرد مناسب از یکسو و توانایی رهبری در ایجاد تیمی منسجم از سوی دیگر است. در واقع کار تیمی نه فقط در حین انجام فعالیت و پیشبرد اهداف روزمره، بلکه در تأسیس و بنیانگذاری کسبوکارهای نوپا نیز حائز اهمیت است.
مقالات زیادی در دنیا به بررسی فاکتورهای مؤثر در جلب نظر سرمایهگذاران و موفقیت کارآفرینان در تأمین مالی موفق پرداختهاند. با نگاهی اجمالی به آنها، به یک فاکتور مشترک میرسیم: «تیم منسجم و کارآمد». تقریباً میتوان با اطمینان بیان کرد که استارتاپها هیچ چیزی به جز تیمشان ندارند. نه منابع مالی قابل توجهی دارند و نه از روابط شبکهای بالایی برخوردارند. آنچه معیار انتخاب و مایه دلگرمی سرمایهگذار (اعم از فرشتهخو یا خطرپذیر) برای صرف پول و زمان در این شرکتهای نوپاست، تنها شخصیت افراد و ساختار بنیادی کار تیمی آنهاست. سرمایهگذاران انتظار دارند بیش از پتانسیل رشد در ایده، توانمندی اعضای تیم را برای اجرا ببینند و مطمئن شوند که علت شکست احتمالی این استارتاپ در آینده، قصور در همکاری و کار تیمی نخواهد بود.
حال بیایید تصور کنیم آنقدر خوشاقبال بودهایم که بهترین دوستانمان یا همکلاسیهای ممتازمان از همکاری با ما استقبال کردهاند، اما این پایان راه نیست. به محض شروع کار تیمی و تعاملات در سطح گروه ، تعارضاتی اتفاق میافتد که گرچه تا حدی برای سلامت کار تیمی و ارتقای آن لازم هستند اما تجربه نشان داده است اغلب به سمتی که به نفع ما و کار گروهی نیست، میل میکند. همیشه دوستان خوب، شرکا یا همتیمیهای بینظیری نیستند و این مقوله ریشه در تفاوتهای شخصیتی، ویژگیهای فرهنگی و در کل دستگاه فکری افراد دارد. نبود سیستم منسجم و همراه میتواند تمام اهداف و برنامههای شما را بر هم زند یا حداقل از مسیر اصلی خارج سازد. اگر به لیست فورچون و شرکتهای بزرگ و موفق دنیا نگاهی داشته باشیم، متوجه میشویم بیشتر آنها در یک ویژگی مشترکاند و آن روحیه کار تیمی و وجود رهبری است که توان تیم سازی مؤثر را داشته باشد.
متأسفانه آزمونوخطای اغلب شرکتهای نوپا برای جذب افراد مناسب در گروه کاری یا ایجاد فرآیندهایی برای تسهیل کار تیمی اغلب زمان، انرژی و منابع زیادی از این سازههای حساس و آسیبپذیر میگیرد.
حال که با اهمیت کار تیمی و تیم سازی به خصوص در استارتاپها و شرکتهای نوپا آشنا شدیم، به بررسی کتابی تحت عنوان «بازیکن تیمی ایدئال» میپردازیم. نویسنده این کتاب Patrick Lencioni دو دهه سابقه در مشاوره به شرکتهای بزرگی دارد که اغلب با آنها آشناییم. در این کتاب دغدغه نویسنده شرح و معرفی 3 فضیلت اساسی است که میتواند راهگشای توسعه کار تیمی در سازمان باشد. وی معتقد است هر چقدر هم که در رهبری صحیح تیمی وسواس به خرج دهیم، تا ورودی درستی نداشته باشیم، موفق نخواهیم شد.
این کتاب با رویکردی داستانی و گفتگو محور سعی میکند چالشهای یک شرکت را در توسعه و پایهریزی کار تیمی بیان کند. نکته اساسی که شما را با خود تا انتهای کتاب همراه میکند این است که علیرغم سادگی و سلاست مفاهیم گفته شده، ذهنتان درگیر خواهد شد و جالبتر اینکه نویسنده هیچ سؤال شما را بیجواب باقی نمیگذارد. در هر بخش از کتاب کاراکتری ناجی شما بوده . سؤالات ذهنی شما را مطرح خواهد کرد.
سه فضیلت اساسی فروتنی، ولع داشتن و هوشمندی گرچه ظاهراً بدیهی به نظر میرسند اما همچون ستونهای اساسی یک سازه، میتوانند سازمان را سرپا نگه دارند یا برعکس، موجب فروپاشی آن شوند. در تمام طول کتاب سعی بر آن است تا خودتان بتوانید این 3 ویژگی را تعریف کنید و در لابهلای تجربیاتتان به دنبال نشانههایی از آنها در افراد اطرافتان بگردید. در نهایت در دو فصل پایانی، نویسنده راهنمایی را ارائه میدهد که علاوه بر تعریف و بسط این سه مقوله، به شما میآموزد چگونه این فضایل را ارزیابی و در داخل سازمانتان نهادینه کنید.
نکته قابلتوجه دیگر این است که اگر کتاب قبلی نویسنده با عنوان «5 دشمن کار تیمی» را خوانده باشید، متوجه خواهید شد که نویسنده با هوشمندی تمام، سعی کرده است تا در این دو کتاب مسئله کار تیمی را به سرانجام رساند. در کتاب پنج دشمن کار تیمی به بررسی نحوه تعامل افراد با یکدیگر برای ایجاد تیمی منسجم پرداخته میشود اما کتاب پیش رو بر عضو منفردی از تیم تمرکز دارد و بر فضیلتهایی تأکید میکند تا در غلبه بر اختلالاتی که تیم را از مسیر اصلی منحرف میکند، مددرسان باشد. در واقع این دو کتاب مکمل یکدیگرند و میتوانند به شما در بررسی سیستمی و فردی کار تیمی کمک نمایند.
سخن پایانی اینکه هدف نویسنده از نگارش این کتاب، کمک به ایجاد کار تیمی به خصوص در سازمانهایی است که رو به فروپاشی هستند و منابع اندکی دارند. رویکرد کتاب به این مقوله کاملاً هوشمندانه و غیرمستقیم است. در این کتاب به شما بایدها و نبایدها تذکر داده نمیشود، بلکه شما در طی داستان و در سیر بررسی کتاب به چالش میکشند. سؤالی که مکرراً در این کتاب از خود میپرسید این است که: اگر من جای جف بودم چه میکردم؟ و همین درگیریهای ذهنی میتواند به شما کمک کند تا هنگام بستن این کتاب، خود را تا حدودی ارزیابی کرده و به نتیجهای مؤثر رسیده باشید.
این کتاب توسط آقای رضا رایانراد ترجمه شده و به همت انتشارات آریانا قلم در بهار سال 1397 روانه بازار گردید.
مصاحبه اختصاصی | مرکز توسعه فناوری های مالی بانک انصار
معرفی مختصر از شرکتتان؟
مرکز توسعه فناوریهای مالی بانک انصار با هدف توسعه فینتک برای تکمیل زنجیره ارزش بانک برای مشتریان و ایجاد نقاط تماس دیجیتال برای مدل بانکداری دیجیتال در بانک انصار ایجاد شده و تلاش میکند تا با همکاری و یا مشارکت با فینتکها سرویسهای جدیدی برای ایجاد تجربه بانکداری دیجیتال برای مشتریان بانک فراهم نماید. برای این منظور سعی در برطرف نمودن نیازمندیهای مختلف فینتکها از جمله دسترسی به بازار، سرویسهای بانکی، خدمات مشاوره بانکی و یا در صورت نیاز تزریق سرمایه نقدی دارد.
حداکثر سقف سرمایه گذاری شرکتتان چقدر است؟
میزان سرمایهگذاری بر روی استارتاپها با توجه به شرایط و نیازهای بانک تعیین میشود، اما به صورت کلی میتوان سقف 2 میلیارد تومان برای سرمایهگذاری بر روی یک استارتاپ را در نظر گرفت.
آیا تمرکز شرکت شما برای سرمایه گذاری روی حوزه های خاصی است؟ اگر بله، چه حوزههایی؟
بله، با توجه به نیازها و استراتژیهای بانک، تمرکز ما سرمایهگذاری بر روی استارتاپهای حوزه فینتک است.
از نظر شما به عنوان سرمایه گذار، مهمترین جنبه هایی که استارتاپ ها باید به آنها توجه داشته باشند چیست؟
با توجه به ورود ما به حوزه سرمایهگذاری با هدف تکمیل سرویسهای بانکی و ارزشآفرینی برای مشتریان، پوشش کاستیهای بازار مالی و فینتک ایران میتواند به عنوان نقطهقوت یک استارتاپ در حوزه فینتک در نظر گرفته شود. همچنین لازم است استارتاپها شناخت کاملی از بازار هدف خود داشته و مبتنی بر واقعیات و نیازهای بازار و کاربران نسبت به توسعه کسبوکار خود اقدام نمایند.
بزرگترین مشکلی که در بحث سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران داریم چیست؟
در صورتی که هدف از سرمایهگذاری در حوزه استارتاپها تنها سودآوری ناشی از انجام سرمایهگذاری باشد، نوسانات اقتصادی و بروز مشکلات پیشبینی نشده و ریسکهای غیر قابل کنترل میتواند چالشهای زیادی را برای سرمایهگذاران ایجاد کند، چرا که رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده با سرمایههای مشخص با مشکل روبرو میشود و این مسئله ریسک سرمایهگذاری را بیش از حد نرمال افزایش خواهد داد.
چشمانداز رشد در حوزه فینتک
همانطور که از واژه فینتک (FINTECH) برمیآید، این لغت ترکیبی از دو کلمه «مالی» و «تکنولوژی» است و اشاره به شرکتهایی دارد که بر ایجاد محصولات مبتنی بر تکنولوژی در صنعت مالی متمرکز هستند. از پایان دهه اول قرن ۲۱، این اصطلاح گسترش یافت تا شامل هر نوآوری تکنولوژیک در بخش مالی اعم از نوآوری در سوادآموزی مالی (حوزه آموزش)، خردهفروشی بانکی، تأمین مالی و سرمایهگذاری و حتی رمزنگاری ارزهای دیجیتالی همچون بیتکوین باشد. چنین محصولاتی طیف وسیعی از مزایا همچون: هزینههای پایین، کیفیت بهتر خدمات، دسترسی آسان، زمان پردازش سریع و… را نشان میدهند که باعث ایجاد تغییرات وسیعی در بخش مالی شده و دامنه گستردهای از مدلها، برنامهها، فرآیندها و محصولات تجاری را در برمیگیرد.
اغلب شرکتهای حوزه فینتک، نوآورانی واقعی هستند و سعی میکنند با استفاده از مدلهای کسبوکاری خارج از چارچوب، برای کاهش هزینهها و بهبود بهرهوری تلاش کنند. بازارهای قرضالحسنه، پلتفرمهای تأمین مالی جمعی (Crowdfunding) و… نمونههایی از این مدلهای کسبوکار هستند که با کمترین هزینه و در سریعترین زمان، سرمایه را برای کسبوکارها فراهم میآورند.
اصطلاح فناوری مالی میتواند به هر نوع نوآوری در نحوه تعامل افراد با کسبوکار، از اختراع پول دیجیتال تا سیستم حسابداری دوبل اعمال شود. با ایجاد انقلاب اینترنت و بهخصوص اینترنت همراه، تکنولوژی مالی رشد قابلملاحظهای داشته است به طوری که دیگر به فناوریهای رایانهای مربوط به دفاتر، بانکها و شرکتهای تجاری محدود نمیشود و در حال حاضر انواع مختلفی از مداخلات تکنولوژیک در حوزههای شخصی و تجاری داراییها، مالیه و سرمایهگذاری را پوشش میدهد. با توجه به شاخص سازگار پذیری فینتک، یکسوم مصرفکنندگان حداقل از دو یا چند خدمت در حوزه فناوری مالی بهره میبرند و همین افراد معتقدند که این فناوری بخش جداییناپذیری از زندگی روزمرهشان شده است.
اگر یک کلمه بتواند توضیح دهد که چگونه بسیاری از نوآوریهای حوزه فینتک بر تجارت سنتی بانکها، مؤسسات مشاوره مالی، بیمهها و محصولات دیگری از این دست تأثیر گذاشته است، آن واژه «اختلال» است. قبل از اینکه به بررسی تخریبهای خلاقی که توسط فینتک اتفاق افتاده است بپردازیم، مرور کوتاهی بر وضعیت کنونی و آینده حوزه فناوری مالی خواهیم داشت:
وضعیت فعلی صنعت فینتک:
اگرچه استارتاپهای فعال در حوزه فناوری مالی روزبهروز افزایش مییابند، اما هنوز هم این عرصه در حال ظهور محسوب میشود، چرا که صنعت مالی نسبت به پذیرش فناوری نسبتاً کند بوده است. در حل حاضر تنها یک درصد از صنعت مالی از فناوری استفاده میکنند درحالیکه این رقم برای رسانههای دیجیتال ۴۰ درصد و در حوزه تجارت الکترونیک حدود ۱۰ درصد است. یکی از دلایل شیب کند پذیرش فناوری در این صنعت، وجود محیط قانونی پیچیده است. بر اساس گزارشی از بنیاد فناوری، اطلاعات و نوآوری، محیط نظارتی موجود برای مدلهای کسبوکاری قدیمیتر طراحی شده است لذا برای استارتاپهای تازهنفس این حوزه مناسب نیست و همچنین، حمایت زیادی از سیاستگذاران به منظور تغییر این محیط نظارتی صورت نمیگیرد.
علاوه بر این، شرکتهای فینتک در کشورهای مختلف دنیا باید با محدودیتهایی در مورد ذخیرهسازی دادهها و نحوه انتقال آنها دست و پنجه نرم کنند. بسیاری از کشورها همچون آلمان، دارای مقرراتی هستند که تمام اطلاعات مربوط به ساکنین آن، فقط و فقط باید در مرزهای جغرافیای همان کشور ذخیره شوند و این کار را برای استارتاپهای حوزه مالی سخت میکند.
مهمتر از همه اینها، صنعت مالی بهطورکلی با تهدیدات گسترده امنیتی روبهرو است. از نقض دادهها تا تقلب و سرقتهای گسترده، همه و همه اطمینان به فناوریهای مالی را در بین کاربران کاهش داده است.
آینده صنعت فینتک:
خبر خوب این است که صنعت فینتک (فناوری مالی) شاهد سرمایهگذاری عظیم بسیاری از سرمایهگذاران خطرپذیر است. بر اساس گزارشی ازKPMG، این سرمایهگذاران در سال ۲۰۱۷ بیش از ۹/۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری کردهاند که نسبت به سال ۲۰۱۶، افزایش ۱۹ درصدی را نشان میدهد. نکته مهم دیگر افزایش رقابت در این صنعت است. طبق گفته اکونومیست، در سال ۲۰۱۵، ۴۰۰۰ استارتاپ جدید وارد این حوزه شدهاند که یکدهم آنها بیش از یک میلیارد دلار ارزش داشتهاند. علاوه بر این مک کنزی تخمین میزند که تازهواردها به این صنعت، با تشدید رقابت، اوضاع را به نفع مشتریان تغییر خواهند داد. آنها ۵ حوزه را مشخص کردند که پیشبینی پتانسیل رشد چشمگیری در آن داشتند که عبارتاند از: مصرفکنندگان حوزه مالی، اوراق قرضه رهنی، وامدهی، پرداخت خردهفروشی و مدیریت ثروت.
اما همانطور که گفته شد با ظهور فناوریهای مالی، بخشهای متعددی در صنعت تحت تأثیر قرار گرفتند که در ادامه بدانها خواهیم پرداخت:
تأمین مالی و افزایش سرمایه:
این مورد به منظور تسهیل مشتریان به سرمایه و تأمین مالی راحتتر ایجاد شده است. این حوزه را میتوان به دو بخش منابع مالی و سرمایهگذاری جایگزین تقسیم کرد. کرادفاندینگ یا سرمایهگذاری جمعی درصدد کمک به شرکتهای موجود و یا جذب سرمایه برای شروع استارتاپهای جدید است. با ظهور فینتک در صنعت مالی، کرادفاندیگ شکلی تکاملیافتهتر پیدا کرده و غنی شده است. در حال حاضر تأمین مالی جمعی رونق فراوانی دارد و بازار آن بین ۱۸۴ میلیون تا ۱٫۵۹ میلیارد دلار محاسبه شده است و البته این تازه آغاز راه است. پیشبینی میشود که کرادفاندینگ تا ۱۰ سال آینده، سهم بازاری در حدود ۱ تریلیون دلار داشته باشد. در ایران نیز استارتاپهایی همچون کارنکراد، دونیت، مهربانه و فاندوران به این حوزه وارد شدهاند و سعی دارند که با تمرکز بر پروژههایی که به نحوی باعث ارتقاء سطح کیفی زندگی افراد میشوند، ایفای نقش کنند. هرچند که راه زیادی تا توسعه و همهگیری چنین پلتفرمهایی در ایران داریم.
پرداخت آنلاین:
صنعت پرداخت، از پیشگامان فینتک به حساب میآید. داستان موفقیت شرکتهایی همچون پِی پال، هایپروالت و ترنسفروایز گواه این روند است. در ایران نیز استارتاپهایی همچون زرین پال، آپ؛ کیف پِی و … به این حوزه وارد شدهاند. این شرکتها با استفاده از سیستم عاملهای دیجیتال کارآمد خود و رشد پایدار مشتریان، بازار را در دست گرفتهاند. امروزه تصور اینکه کسبوکاری از نرمافزار پرداخت استفاده نکند، دشوار است. مؤسسات از فروشگاههای آنلاین گرفته تا سیستمهای بانکداری دیجیتال از این خدمت استفاده میکنند، بنابراین ارزش معاملات این حوزه سال به سال افزایش مییابد. انقلاب دیجیتال، چالشها و فرصتهای جدیدی را برای بخش پرداخت فراهم میآورد. بسیاری از استارتاپها در این حوزه وارد شده و برای سادهسازی و بهبود فرآیندهای پرداخت تلاش میکنند. با توجه به تعداد قابلتوجهی از بازیکنان در این بازار، پرداخت آنلاین به سرعت در حال توسعه است.
بانکداری دیجیتال:
امروزه مؤسسات مالی از مدلهای سنتی بانکداری اجتناب میکنند و به سمت دیجیتال شدن قدم برداشتهاند. با استفاده از چنین رویکردی، مشتریان زمان بیشتری را ذخیره میکنند و ترجیح میدهند پول آنلاین را بیش از شکل فیزیکی آن مدیریت کنند. چنین رفتارهایی در مشتریان سبب ظهور نسل جدیدی از بانکها میشود. این بانکها در اصول اساسی سیستم بانکی سنتی تجدیدنظر میکنند و قوانین جدیدی را دیکته مینمایند. فینتک در صنعت بانکداری چالشبرانگیز است و مدلهای کسبوکار سنتی را تغییر میدهد. اگرچه برای پیشبینی اینکه این حوزه تا چه حد موجب تغییر و اختلال در بازار شده، هنوز کمی زود است. بسیاری از استارتاپهای فینتکی در این حوزه کاملاً جوان هستند که یا رشد کرده و بخش بزرگی از بازار را تصاحب میکنند یا به بخشهای گوشهای بازار میروند و خدمات تخصصیتری را ارائه میدهند. در ایران هم تلاشهایی در جهت دیجیتال کردن بانکها صورت گرفته است و امروزه همه ما با نرمافزارهایی کار میکنیم که الزام رفتن به شعبه و حضور فیزیکی را کاهش میدهد اما هماکنون با بانکداری مجازی فاصله زیادی داریم چرا که هنوز زیرساختهای این نوع بانکداری مهیا نشده است. در واقع در ایران از نظر فرهنگی هم فاصله زیادی با اجرای بانکداری مجازی داریم. در نوع جدید بانکداری مجازی لازم است فرهنگ، قوانین و زیرساختها فراهم شود؛ اما سؤالی که ایجاد میشود این است که: «آیا با وجود فناوریهای گسترده، بانکهای فینتک امن هستند؟» همه بانکها (سنتی و فینتک) در معرض اشکال مختلفی از خطرات هستند. در اصل فناوریهای جدید میتواند کارآیی و انعطافپذیری زیرساختهای بانک را ارتقا داده و به پایداری آنها کمک کنند. با این حال، همین امر همچون شمشیر دو لبهای است که میتواند برخی خطرات موجود را نیز برجسته کند. صرفنظر از مدل کسبوکار بانکها، این مسئولیت آنهاست تا فرآیندهای مدیریت ریسک مناسبی را برای رسیدگی به خطراتی که مشتریان با آنها روبهرو هستند، ایجاد کنند.
تکنولوژی صنعت بیمه (INSURTECH):
این مورد یک حوزه کاملاً نوظهور است که از ترکیب بیمه و تکنولوژی ایجاد شده است. سه حوزه تأثیرگذار بر صنعت بیمه عبارتاند از: هوش مصنوعی، اقتصاد رفتاری و تکنولوژی بلاک چین. برای مثال شرکت بیمه لیموناد، بیمههای صاحبخانه و اجاره دهنده را با هوش مصنوعی و از طریق اقتصاد رفتاری ارائه میدهد. این شرکت در اصول سنتی صنعت بیمه بازنگری داشته و رویکردی تعاملی برای آن اندیشیده است. بلاک چین نیز در کل صنعت مالی، تکنولوژی مشترکی به حساب میآید، اما در فناوریهای حوزه صنعت بیمه و بانکداری نقش پررنگتری ایفا میکند. در ایران نیز با ظهور استارتاپهایی همچون بیمیلاین، بیمیتو، بیمه بازار و … گامهایی برای ایجاد چنین بستری در صنعت بیمه برداشته شده است.
وام و استقراض:
وامدهی یکی دیگر از حوزههایی است که طی یک دهه گذشته، میزان زیادی از نوآوری را تجربه کرده است. شرکتهای وامدهنده و همتاهایشان، پلتفرمهای آنلاین ایجاد کردهاند و وامگیرندگان را بهطور مستقیم و بدون واسطه به وامدهندگان متصل میکند. لذا شرکتها باید برای اعتبار و افزایش قابلیتهای نوآورانهشان سرمایهگذاری کنند و از این طریق، اعتماد وامدهنده را به خود جلب نمایند. برای مثال EFL نوعی تکنولوژی پیشرفته است که از علم رفتار برای نمره دهی به اعتبارات و تصمیمگیری وامدهنده برای میزان اعتماد به گیرنده وام استفاده میکند. در ایران استارتاپهایی همچون شراکت. نت، بوم وست، اینوستوران و از این دست در این حوزه فعالیت دارند.
مدیریت ثروت:
مدیریت ثروت حوزهای است که انتظار رشد چشمگیری از آن میرود و ازاینرو دنیایی از ایده را برای شرکتهای حوزه فینتک فراهم میکند. امروزه تقریباً یکسوم نیروی کار جهان را جوانهایی تشکیل میدهند که احساس امنیت شغلی نمیکنند و به دنبال فرصتهای مناسب سرمایهگذاری با هدف کسب درآمد هستند. درعینحال از مشاوران سنتی سرمایهگذاری به دلیل سوابق ضعیفشان دوری میکنند. شرکتهایی همچون لِرن وست از آموزش برای کسب اعتماد و شفافیت با مشتری استفاده میکنند. پیشبینی میشود که این سواد مالی و سرمایهگذاریهای محتاطانه، فرصتهای بسیاری برای شرکتهای مختلف در صنعت فینتک فراهم کند.
ارزهای دیجیتال:
ارزهای دیجیتال بیشترین پتانسیل خرابکاری را در صنعت مالی دارند. ظهور بیت کوین و سایر فناوریهایی همچون بلاکچین، واقعیت دیجیتال را به حقیقتی انکارناپذیر تبدیل کرده است. بانکهای بزرگ کانادایی میخواهند هویت و پروفایل آنلاین مشتریانشان را به سیستم بلاکچینی که مشترکا توسط آی بی ام و سکیورکی توسعه یافته است، انتقال دهند. همچنین بانکهای اروپایی توافق کردهاند که از یک پلتفرم معاملاتی تجاری در بستر بلاکچین استفاده کنند. با توجه به این تحولات، سرمایهگذاری در صنعت بلاکچین در سال ۲۰۱۶ به میزان ۲۰ درصد افزایش یافت و به ۵۴۴ میلیون دلار رسید.
در نهایت اینکه شاید صنعت فناوری مالی به اندازه انتظار تحلیل گران، پیش نرفته باشد اما نباید از این صنعت ناامید بود. علاقه به این مقوله روزبهروز در حال افزایش است و شاهد سرمایهگذاریهای بیشتری در این حوزه هستیم، ضمن اینکه شرکتهای مالی موجود نیز درصدد شراکت با شرکتهای نوپای فینتک برآمدهاند تا پیشرفتهای تکنولوژیک را در حوزه مالی به حداکثر رسانند. هزینه کم، راندمان بالا، کیفیت بهبودیافته محصولات و خدمات و پشتیبانی سریع از مشتریان، برخی تز جنبههایی هستند که انتظار داریم به زودی در بستر این صنعت، شاهد آنها باشیم.
منابع:
Pulse of Fintech Q4’17, Global Analysis of Investment in Fintech, KPMG, 2018.
Why fintech won’t kill banks, Economist, 2015.
Cutting through the noise around financial technology, McKinsey, 2016.
با تشکر از گروه پژوهشی صنعتی آریانا
برگزاری رویداد تکنووست پارک علم و فناوری پردیس
با توجه به اهمیت سرمایهگذاری برای توسعه و رشد استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان رویداد تکنووست در پارک علم و فناوری پردیس برگزار گردید. این رویداد با دعوت از سرمایهگذارانی با ماهیت ساختاری متفاوت شامل صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه، هلدینگ و شرکتهای علاقهمند به سرمایهگذاری در حوزه کسبوکارهای نوپا با هدف جذب سرمایه برای استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان برگزار گردید.
همچنین در راستای هدفمندسازی رویداد تکنووست در انتهای رویداد جلساتی میان استارتاپها و سرمایهگذاران علاقهمند به سرمایهگذاری تشکیل گردید. این جلسات با هماهنگی مسولان پارک برای آشنایی استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان متقاضی جذب سرمایه و سرمایهگذاران حوزه کسبوکارهای نوپا در انتهای رویداد برگزار شد. ابراز تمایل پارک برای افزایش تعداد چنین رویدادهایی برای جذب سرمایه برای استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان از برنامه های آتی پارک میباشد.
کارنکراد به عنوان یکی از فعالان حوزه سرمایهگذاری برای بررسی پتانسیلهای موجو در استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان به این رویداد دعوت گردید. همچنین در انتهای رویداد زمینههای همکاری مشترک میان کارنکراد و پارک علم و فناوری پردیس در راستای تعالیبخشی در حوزه سرمایهگذاری طی جلسهای مورد بررسی قرار گرفت.
برگزاری نخستین رویداد استارتاپی روستایی
روزهای 10 تا 13 شهریورماه اولین رویداد استارتاپی روستایی منطقهای کشور، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین و با محوریت روستا در 12 رویکرد ازجمله گردشگری و صنایعدستی، محیطزیست و پسماند، بازاریابی و فروش برگزار شد.
با توجه به حضور استارتاپها در رویداد استارتاپی روستایی و نیاز آنها به جذب سرمایه برای ادامه و پیشرفت کار خود از سامانه تامین مالی جمعی کارنکراد دعوت به عمل آمد تا با حضور در روز اختتامیه و معرفی خود برای استارتاپها امکانی را برای آنها پدید آورد تا بتوانند خود را به عموم جامعه معرفی کنند و همچنین برای جذب سرمایه و اتصالشان به سرمایهگذاران فعال در این اکوسیستم فرصتی را فراهم آورد.
مصاحبه اختصاصی | آرمان صفایی
معرفی مختصر از خودتان؟
سلام من آرمان صفایی هستم. مهندسی شیمی و اقتصاد خوندم دانشگاه شریف و بعد مدیریت کارآفرینی در دانشگاه تهران
حوزه فعالیتتان؟
بخشی از فعالیتهای من مربوط به کسبوکارم هست. یک شرکت تولیدی تاسیس کرده بودیم به نام «لکو» که الان عضو هیئتمدیره هستم و سمت اجرایی ندارم. استارتاپی داشتیم به نام «عریضه» که پلتفرم حقوقی برای تسهیل سرویس اخذ وکیل و مشاور حقوقی که اوایل سال 97 بعد از رسیدن به بیش از 50 هزار کاربر فعال با سرمایهگذاری بسیار اندک تقریبا میتوان گفت شکست خورد و ما اپلیکیشن و داراییهای آن را فروختیم. بخش دیگری از فعالیتهای من مربوط به عنوان مشاور مدیریت در سازمانهای بزرگی چون فرماندهی پلیس فتا تهران،کسبوکارهای نوپا و استارتاپها میباشد. جهت علاقه شخصی نیز همیشه کار تدریس هم انجام دادهام (تدریس مفاهیم اولیه برای استارتاپها در دانشگاه شریف و سایر دانشگاهها و سازمانها.)
در وبلاگ شخصیام میتوانید اطلاعات بیشتری درباره بنده و کتابی که به تازگی منتشر کردم نیز به دست آورید. Armansafayi.com
از چه سالی فعالیت در حوزه استارتاپی را شروع کردید؟
تقریبا با راهاندازی شتابدهندهها در ایران که مصادف با سال 92 است هم دوره بود. در همان دوران از طریق راه اندازی شرکت لکو به علت جذابیت بیشتر، فعالیت خود را در حوزه استارتاپی شروع کردم.
چه استارتاپ های موفق تحت مربیگری تا به حال داشتید؟
استارتاپهایی که به طور کوتاهمدت با هم جلساتی داشتهایم خیلی زیاد هستند و تقریباً تعدادشان به همه استارتاپهای شتابدهندههایی که من گاهاً سر میزنم میرسد. ولی در حالت بلندمدتتر استارتاپ «اسپید» را تحت مربیگری داشتم.
کمبود چه چیزهایی در اکوسیستم استارتاپی احساس می شود؟
ببینید اضلاع یک اکوسیستم خوب شامل این موارد است: خود کارآفرینان، دانشگاهها، شرکتهای بزرگ، منتورها، سرمایهگذاران، ارائهگنندگان خدمات استارتاپها، دولت و نهادهای قانونگذار. ما باید بگوییم که در همه این اضلاع بازیگرانی داریم که خوب یا بد دارند کار خود را انجام میدهند. ولی در تمام این اضلاع به جز قانونگذار، باید هم از نظر کیفیت و هم کمیت بهبود ایجاد شود. یعنی ما سرمایهگذار خطرپذیر داریم ولی هم کم داریم و هم با کیفیت بیشتری نیاز داریم که حجم پول بیشتری داشته باشند. همینطور درباره بقیه اضلاع اکوسیستم..
بزرگترین مشکلی که در بحث سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران داریم چیست؟
حمایتهای غیرمستقیم دولتی نیاز دارند تا در این اوضاع اقتصادی که ریسک پول و گرانی آن را در ایران چند برابر کرده است، بتوانند خطرپذیر سرمایهگذاری کنند. شاید مثلاً به این شکل که دولت معافیتهای مالیاتی یا بیمهای خاصی بدهد یا بگوید که سرمایهگذاری کنید اگر موفق شد، درصد کوچکی ازسهام برای من، ولی اگر شکست خورد مثلا 80 درصد خسارت مالی وارد شده با من، یا از این دست حمایتهایی. چون با این وضع موجود بسیاری از سرمایهگذاران حتی اگر نگوییم از چنین حمایتهایی عقب کشیدهاند، با توجه به شرایط فعلا محتاطانه وارد عمل میشوند.
رمز و رازهای سرمایهگذاری فرشته، پاول گراهام (ساز و کار، بخش اول)
سرمایهگذاران فرشته اغلب معاملات سندیکایی (Syndicate Deals) دارند، بدین معنی که آنها برای سرمایهگذاری مشترک با شرایط یکسانی توافق میکنند. در یک سندیکا معمولا یک سرمایهگذار رهبر (Lead) وجود دارد که با استارتاپها در مورد شرایط مذاکره میکند. اما همیشه اینطور نیست، گاهی اوقات خود استارتاپ جمعی از سرمایهگذارانی که به طور مستقل به آنها نزدیک شدهاند را گردآوری میکند و وکیل همان استارتاپ روند مذاکرات و قراردادها را مشخص میکند.
سادهترین راه برای شروع کار یک سرمایهگذار فرشته، سرمایهگذاری با یک دوستی است که قبلاً تجربه چنین کاری را داشته است. حضور در سندیکای او میتواند کمک بسیاری را برای شروع این راه انجام دهد. در نهایت تمام چیزی که نیاز دارید برای قدم بعدی انجام دهید، نوشتن چک است.
با این حال، احساس نکنید که حتماً مجبورید به یک سندیکا بپیوندید. انجام این کار به تنهایی آنقدر هم سخت نیست. فقط کافیست از اسناد Wilson Sonsini وY Combinator Series AA که به صورت آنلاین منتشر شده است، استفاده کنید. البته باید با وکیل خود همه چیز را بررسی کنید. هم شما و هم استارتاپ میبایست وکیل داشته باشید. البته وکلا مجبور نیستند توافق را از ابتدا ایجاد کنند.
هنگامی که شما با یک استارتاپ مذاکره میکنید، دو نکته مهم را فراموش نکنید: چقدر پول وارد آن شرکت میکنید و اینکه میزان ارزشگذاری آن شرکت چقدر است. میزان ارزشگذاری، مقدار سهام دریافتی شما را تعیین میکند. اگر 50،000 دلار به یک شرکت با ارزش 1 میلیون دلار پیش از سرمایهگذاری میپردازید، پس از پرداخت، ارزش آن شرکت 1 میلیون و 50 هزار دلار میباشد و شما به میزان 4.76% از سهام شرکت دریافت میکنید.
سختی کارهای سخت | The Hard Thing About Hard Things
Ben Horowitz یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین کارآفرینان Silicon Valley است که در طی فعالیتهای خود چندین تجارت کوچک را به شرکتهای میلیارد دلاری تبدیل نموده است. وی به همراه Mark Anderson (سازنده مرورگر Mosaic و موسس شرکت Netscape)، موسسه سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture Capital) Andreessen Horowitz که a16z هم نامیده میشود را در سال ۲۰۰۹ تاسیس کردند. این موسسه در سال ۲۰۱۱ به بزرگترین موسسه سرمایهگذاری خطرپذیر دنیا تبدیل شد. از استارتاپهایی که سرمایهگذاری کردند میتوان به Skype و Twitter اشاره کرد.
تاکنون کتابهای مدیریتی زیادی درباره راهاندازی و اداره کسب وکار تألیف و ترجمه شده و در عمده آنها مدلها و روشها مرحله به مرحله توضیح داده شده است. همه این کتابها اقدامات لازم را برای ساخت کسب وکار تشریح کردهاند اما وقتی در مقام کارآفرین یا مدیرعامل، این اصول را به کار میبرید و پیادهسازی میکنید، میبینید کافی نیستند و یک جای کار میلنگد، بازار دقیقاً آنچه پیشبینی کرده بودید نیســت، نتوانستید نیروهای خوبی جذب کنید، رقبا به سرعت رشد کردند و امثال اینها. این موارد به اصطلاح همان فوت کوزهگری است که در اغلب ایــن کتابها بیان نمیشود. به قول Ben Horowitz اینها مخمصههایی است که ما را گیر میاندازد. نویسنده این کتاب سعی کرده است تجربیات خود را به زبانی سـاده، روان و داستانی برای مخاطبانش بیان کند؛ تجربههای از سر گذراندن این مخمصهها در موقعیتهای گوناگون.
خواندن کتاب «سختی کارهای سخت» به تمامی علاقمندان حوزه مدیریت، کسبوکارهای نوپا و مدیران سازمانها به شدت توصیه میشود. امیدواریم از خواندن این کتاب لذت ببریـد و از تجربیات Ben Horowitz در کسبوکارتان استفاده کنید.
رمز و رازهای سرمایهگذاری فرشته، پاول گراهام (مقدمه)
وقتی که ما در سال 1998 استارتاپ خود را فروختیم، فکر کردم روزی میتوانم یک سرمایهگذاری فرشته (Angel Investing) را انجام دهم. هفت سال بعد من هنوز شروع نکرده بودم. من این مسأله را کنار گذاشتم، زیرا به نظر میرسید مرموز و پیچیده است. اما با گذشت زمان مشخص شد که این کار راحتتر از چیزیست که من انتظارش را داشتم و همچنین بسیار جذابتر.
ساز و کار سرمایهگذاری، بخشی بود که فکر میکردم سخت است، اما در حقیقت اینگونه نیست. شما پول به استارتاپ میدهید و آنها سهام را به شما میدهند. احتمالاً ممکن است "سهام ممتاز" دریافت کنید که به معنی سهام با حق و اختیارات بیشتر مانند گرفتن پول در مرحله ابتدایی فروش و یا به صورت "وام قابل تبدیل به سهام" باشد، یعنی شما در حال قرضدادن پول به شرکت هستید و این وام در دور بعدی افزایش سرمایه شرکت (در صورتی که به اندازه کافی بزرگ باشد) به سهام تبدیل میشود.
گاهی اوقات مزایای تاکتیکی جزئی برای استفاده از یکی یا دیگری وجود دارد. کاغذبازی برای وام قابل تبدیل به سهام سادهتر است. اما واقعا خیلی مهم نیست که شما از کدام یک استفاده کنید. وقت زیادی را صرف نگرانی در مورد جزئیات شرایط قرارداد نکنید، مخصوصا زمانی که برای اولین بار برای سرمایهگذاری فرشته اقدام میکنید. این مسأله آن چیزی نیست که باعث برد شما در این بازی شود. هنگامی که شما میشنوید مردم در مورد سرمایهگذار فرشته موفق صحبت میکنند، آنها نمیگویند: "او سهام ممتاز را با شرایط خوب دریافت کرده است." میگویند: "او در گوگل سرمایهگذاری کرده است".
روشی که میتوانید در آن برنده شوید: سرمایهگذاری در استارتاپهای مناسب است. این مورد بسیار مهمتر از هر چیز دیگری است و من نگران این موضوع هستم که با صحبتکردن درباره چیزهای دیگر شما را به اشتباه بیاندازم.
شتابدهنده | Startup Accelerator
شتابدهنده یا Startup Accelerator شرکتی است که در یک فراخوان اولیه، صاحبان ایده و یا کسب و کارهای نوپای علاقهمند را مورد ارزیابی قرار میدهد و پس از مدتی کوتاه و معین از میان شرکتکنندگان چند ایده را برگزیده و به عنوان ایده مورد حمایت خود، انتخاب میکند. سپس شتابدهنده اقدام به آموزش صاحبان ایده میکند و سرمایه اولیه برای راهاندازی کسب و کارهای نوپا را در اختیارشان قرار میدهد. در مقابل شرکت شتابدهنده درصدی از مالکیت کسب و کار را که ممکن است بر طبق قوانین شتابدهنده ثابت یا متغیر باشد؛ در اختیار میگیرد. اغلب شتابدهندهها پس از موفقیت و رشد کسب و کار، این سهام را به خریداران استارتاپها با قیمتی بالاتر به فروش میرسانند.
برخلاف مراکز رشد که از پیش رایج بودند، شتابدهندهها پدیدهای نوظهور هستند. مربیگری و کمکهای مشاورهای در شتابدهندهها به صورت مدون و مداوم صورت میگیرد در حالی که خدمات یک مرکز رشد میتواند به ارائه یک فضای مشترک اداری با اجاره کم محدود باشد. زمانبندی ورود و خروج شرکتها به شتابدهنده بر مبنای دورههای ثابت از پیش تعیین شده است. برخلاف مراکز رشد که به طور مستمر میتواند پذیرای کارآفرینان جدید باشد. منبع درآمد مراکز رشد عموما اجاره و دستمزدی است که بابت مکان و خدمات مشاورهای میگیرند. یک شتابدهنده با سرمایهگذاری در شرکتهای هر دوره و پرداخت حقوق به کارمندان آنها بخشی از سهام آتی شرکتها را در مالکیت خود میگیرد. مهمترین تفاوت شتابدهندهها، نوع نگاه آنها به آینده کسب و کار یک شرکت نوپا است. در انتهای دوره کوتاه مدت شتابدهنده، هر یک از اعضا به نقطه ای میرسند که میتوان پیشبینی کرد که آیا در بلند مدت موفق خواهند بود یا شکست میخورند. شتابدهندهها تشخیص شکست یا موفقیت نهایی یک شرکت نوپا را سرعت میبخشند در حالی که مراکز رشد در صدد کمک به شرکتهایی هستند که در فضای رقابتی و پرتنش بازار امکان رشد و شکلگیری ندارند، شتابدهندهها این شرکتها را با این واقعیتها روبرو کرده و کارآفرینان را به این وا میدارند که کسب و کار خود را امکانسنجی کنند.
شتابدهنده Y Combinator اولین شرکتی است که در سال 2005 میلادی فعالیت خود را توسط Paul Graham، Robert Morris، Trevor Blackwell و Jessica Livingston آغاز نمود. هدف Y Combinator کمک حمایتی به کسب و کارهای نوپا بود تا بتوانند شکل بگیرند و در مقابل مالک بخشی از سهام کسب و کارشان میشد. همچنین David Cohen، Brad Feld، David Brown و Jared Polis شتابدهنده TechStars را در سال 2006 در Boulder راهاندازی کردند و ایده اصلیشان این بود که میتوان با حمایت و تسهیلگری کسب و کارهای نوپا، از بسیاری اشتباهات جلوگیری کرد.
مصاحبه اختصاصی | هومن هوشیاری
معرفی مختصر از خودتان؟
مهندس نرم افزار، متولد آبان 1361
دارای بیش از 10 سال سابقه مدیریت در صنعت خرده فروشی
دارای بیش از 17 سال سابقه آموزشی
نویسنده و مترجم 5 جلد کتاب دانشگاهی و عمومی از جمله کتاب شکارچی ایده در حوزه کسب و کار
حوزه فعالیتتان؟
در حال حاضر پس از سپریکردن یک دهه تجربه در صنعت خردهفروشی و آموزش، به شکل تخصصی در حوزه صادرات در قالب و اسلوب استارتاپ و همچنین طراحی و راهاندازی فروشگاههای زنجیرهای فعالیت میکنم. یکی دیگر از فعالیتهای محبوب و مورد علاقه بنده آموزش است که این کار را به شکل تفریحی و برحسب نیاز انجام میدهم و برای این علاقهمندی و با هدف آموزش افراد و سازمانهای علاقهمند به راهاندازی استارتاپ، دورهای ویژه تحت عنوان ویکاپ (weekup) را طراحی و اجرا کردهایم که خوشبختانه نتایج بسیار مثبت و رضایتبخشی داشته است. قابل ذکر است که ویکاپ را با رویکرد استارتاپی و به شکل تیمی اجرا میکنیم.
از چه سالی فعالیت در حوزه استارتاپی را شروع کردید؟
کارآفرینی و راهاندازی کسب و کار با متد استارتاپ را میتوان گفت از سال 1393 و با طراحی نوعی کارت اعتباری با اعتبار بازار آغاز کردم.
چه استارتاپ های موفق تحت مربیگری تا به حال داشتید؟
«ویکاپ» که یک استارتاپ آموزشی و ارائه دهنده خدمات به کسب و کارهای نوپا و علاقمندان به راهاندازی استارتاپ است.
«کارت اعتباری ثمین» که به صورت سفارشی و بنا به نیاز، با یکی از بانکهای بزرگ کشور در حال فعالیت میباشد.
«لامینور» از استارتاپهای موفق شتابدهنده دیموند که درحوزه آموزش موسیقی فعالیت میکند و باعث افتخار بنده است که از ابتدا در کنار تیم خوب و هوشمند این استارتاپ بودهام.
همچنین در حال حاضر در کنار دو استارتاپ در مقیاس بین المللی هستم که یکی در حوزه نشر و دیگری در حوزه صادرات در حال طراحی و راهاندازی هستند.
کمبود چه چیزهایی در اکوسیستم استارتاپی احساس می شود ؟
آموزش امری بسیار با اهمیت است که متاسفانه حتی فعالان حرفهای استارتاپی نیز گاهی از آن غافل میشوند.
تیمسازی و کار تیمی را به جرات و بر حسب تجربیات بسیار بزرگترین مشکل حوزه استارتاپی میدانم و شاید این مشکل نیز ناشی از ضعف آموزشی اکوسیستم باشد. البته فعالیتهای بسیار خوبی در این مورد صورت گرفته است که امیدوارم این نوع فعالیتها بیشتر و بیشتر شود.
عدم شناخت صنعت از فضای استارتاپ و در نتیجه نبود حمایت صنعتگران و البته شناخت کم استارتاپها از صنعت، یکی دیگر از کمبودها و ضعفهایی است که با برطرف شدن آن میتوان این امید را داشت که شاهد شکست کمتر استارتاپها بود.
کمبود فضاهای ارتباطدهنده بین صنعت و استارتاپها نیز از دیگر مسائل مهم است که البته در شتابدهنده دیموند فعالیتهایی در این جهت در حال انجام است.
بزرگترین مشکلی که در بحث سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران داریم چیست؟
بر حسب تجربیات و برگزاری جلسات و رویدادهای مختلف جذب سرمایه، مشکلاتی در این حوزه وجود دارد که به شکل تیتروار در زیر به آنها اشاره می کنم:
بزرگترین مشکل حاضر اکوسیستم استارتاپی در حوزه جذب سرمایه و سرمایهگذاری خطرپذیر، بیثباتی اقتصاد و بدتر از آن نامشخص بودن وضعیت آینده اقتصاد ایران است که این موضوع موجب شده است بسیاری از سرمایهگذاران خطرپذیر فعالیتهای خود را کمرنگ و یا حتی متوقف کنند.
عدم توانایی مدیران استارتاپها در جذب سرمایه از سرمایهگذاران به دلیل نداشتن دانش کافی در انجام محاسبات مالی و تدوین پلنهای مختلف و مورد نیاز (که خود این موضوع میتواند زمینهای برای راهاندازی استارتاپهای مختلف شود).
آشنایی ناکافی برخی از سرمایهگذاران با دانش مورد نیاز تحلیلهای مالی و تجاری.
مصاحبه اختصاصی | مهیار ختک
معرفی مختصر از شرکتتان؟
- گروه بانیان مجموعهای ازکارآفرینان و سرمایهگذاران ایرانی مقیم داخل و خارج از کشور است که با هدف حمایت از کارآفرینی در ایران از طریق سرمایه گذاری و مربیگری حرفهای شکل گرفته است.
حداکثر سقف سرمایه گذاری شرکت بانیان چقدر است؟
- یک میلیارد تومان
آیا تمرکز شرکت شما برای سرمایه گذاری روی حوزه های خاصی است؟ اگر بله، چه حوزههایی؟
- به سرمایهگذار بستگی دارد. نه، ما حوزه خاصی تعیین نکردهایم.
از نظر شما به عنوان سرمایه گذار، مهم ترین جنبه هایی که استارتاپ ها باید به آن ها توجه داشته باشند چیست؟
- شناخت دقیق از قابلیتهای تیمی و تقسیم درست وظایف، حوزههای کاری و صنعتی که میخواهند در آنها رقابت کنند، رقبایی که در آن صنعت فعالیت دارند، مزیت رقابتی نسبت به رقبا، یک سری شاخصهای موفقیت برای کسب و کار (KPI)
بزرگترین مشکلی که در بحث سرمایه گذاری خطرپذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران داریم چیست؟
- عدم حضور سرمایهگذار فرشته در مرحله Seed و توانمند ساختن نسل جدید با مربیگری حرفهای
انعقاد تفاهم نامه همکاری میان سامانه تامین سرمایه جمعی کارنکراد و اداره کل ارتباطات و فناوری استان بوشهر
با حضور وزیر محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات جناب آقای آذری جهرمی، تفاهمنامه توسعه فضای کسب و کارهای نوپا، سرمایهگذاری و حل مشکلات شرکتهای دانشبنیان در استان بوشهر بین مدیرکل ارتباطات و فناوری اطلاعات استان بوشهر و پلتفرم تامین سرمایه جمعی کارنکراد منعقد شد. مطابق این تفاهمنامه در این پلتفرم ۱۴۰ سرمایهگذار به کسب و کارهای نوپای استان بوشهر معرفی میشوند و بعد از تکمیل بانک اطلاعات کامل این کسب و کارهای نوپا این تفاهمنامه به اجرا در میآید. وی با بیان اینکه این تفاهمنامه در راستای سیاستهای اقتصاد مقاومتی منعقد شد افزود: این تفاهمنامه برای تقویت تعامل دانشگاهها، کارآفرینان، دانشجویان و دانش آموختگان با بخش صنعت به امضا رسید.
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، اجرای سیاستهای حمایتی و اشتغالزایی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را از دیگر اهداف این تفاهمنامه دانست و تصریح کرد: توسعه زیست بوم کارآفرینی و ایجاد فرصتهای شغلی برای جامعه هدف از طریق تشکیل شرکتهای نوپا و توسعه دهنده کارآفرینی از دیگر اهداف این تفاهمنامه است.
آذریجهرمی با تاکید بر فراهم شدن بسترهای لازم برای توسعه کسب و کار نوپا برای شرکتهای دانشبنیان افزود: از مهمترین اهداف این تفاهمنامه ایجاد سکوی تامین مالی جمعی برای کسب و کارهای نوپا در استان است که بخشی از سرمایههای مورد نیاز این کسب و کارها و زمینه توسعه اشتغال و کارآفرینی را فراهم میکند. امید است با انعقاد این تفاهمنامه شاهد تحولی شگرف در حوزه بسترسازی رونق فعالیت شرکتهای دانش بنیان در استان بوشهر و فضای کسب و کار آنان باشیم.
رویداد اختصاصی سرمایهگذاران کارن کراد | I-MEET
اولین دوره از رویداد I-MEET کارنکراد با حضور سرمایهگذاران مطرح و فعال زیستبوم کسبوکارهای نوپا دوشنبه 15 مرداد ماه 1397 در دانشکده برق دانشگاه تهران برگزار شد. در این رویداد که با هدف سرمایهگذاری، شبکهسازی سرمایهگذاران و آشنایی هرچه بیشتر آنها با برنامههای سرمایهگذاری کارنکراد طراحی شده است، تمامی سرمایهگذاران فعال در این پلتفرم، مدیران شتابدهندهها و صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه ایرانی، سرمایهگذاران فرشته و شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی و دولتی حضور داشتند.
مدیرعامل کارنکراد جناب آقای عمیدی چالشهای سرمایهگذاری، شبکهسازی سرمایهگذاران، به اشتراک گذاشتن نقطه نظرات، بحث و گفتوگو در راستای سرمایهگذاری را از محورهای اصلی این جلسه برشمردند. به گفته ایشان رویداد I-MEET با هدف آشنا کردن و شبکهسازی سرمایهگذارانی که قبل از این رویداد هیچ شناختی نسبت به یکدیگر نداشتند، به دنبال شکلدهی ارتباطات و سرمایهگذاریهای مشترک برگزار می شود و ایشان در این ارتباط فرمودند: «ماهیت کرادفاندینگ،فراهم شدن فرصتهای سرمایهگذاری برای عموم جامعه است.»
جناب آقای دکتر نیلی احمدآبادی رئیس دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران، از راهاندازی مرکز نوآوری دانشکده فنی دانشگاه تهران تا شهریورماه خبر داد و گفت: «باید مکانی فراهم کنیم تا دانشجویان در محیط آموزشی خودشان زندگی کنند و به آن محیط علاقهمند باشند. در چنین مرکزی شتابدهندهها و سرمایهگذاران میتوانند طی یک رقابت سالم اقتصادی و علمی، نخبگان علمی را جذب کنند. مرکز نوآوری به نوعی میتواند به شکارگاه سرمایهگذاران هوشمند تبدیل شود.»
سخنران بعدی جناب آقای دکتر جلالی پژوهشگر، مشاور و مدرس روانشناسی در خانواده، رسانه و سازمان، در مورد اهمیت کارآفرینی و خوداشتغالی به صحبت پرداخت و گفت: «در مواقع بحرانی تصمیمگیری خیلی مهم است. متاسفانه بعضی از مدیران موقع بحران با عصبانیت تصمیمات اشتباهی میگیرند و نتایج بدی رقم میخورد. در هر سازمان و خانواده افراد در مواقع بحرانی میتوانند فرصتها را به تهدید تبدیل کنند و برعکس میتوانند تهدیدها را به فرصت تبدیل کنند. این بستگی به عملکرد آن مدیر دارد. ما باید آماده مقابله با شرایط بحرانی باشیم.»
آخرین بخش این جلسه به مباحثه و تبادل نظر فعالان حوزه سرمایهگذاری و شتابدهی اختصاص داشت. جمیع حضار از برگزاری این رویداد ابراز رضایت کردند و از مجموعه کارنکراد خواستند تا چنین رویدادهایی به صورت مستمر برگزار گردد.
مهمترین نکات مطرحشده در نشست عبارت بودند از:
- مباحثه و گفت و گو در راستای سرمایهگذاری جمعی (Crowdfunding)
- الگوهای توسعه و گسترش زیست بوم کارآفرینی
- ابراز علاقمندی گروهی از سرمایه گذاران به سرمایهگذاری و همکاری مشترک (Co-investment)
- چالش های سرمایهگذاری در حوزه کسب و کارهای نوپا
- گسترش شبکه سازی سرمایهگذاران (Networking)
- بررسی ارتباط موثر میان دانشجویان، دانشگاهیان و سرمایه گذاران در حوزه کارآفرینی
- ابراز علاقمندی جمعی از سرمایهگذاران به سرمایهگذاری در حوزه فینتک
- مباحثه و گفت و گو در مورد ترمیم زیرساختها و توسعه مراکز رشد و نوآوری دانشگاهها
- ایجاد پایگاه داده استارتاپها
- کمک به شکل گیری استارتاپهای بهتر
نگاهی کوتاه به کافه سرمایه کارنکراد در اینوتکس 2018
در هفتمین نمایشگاه فناوری و نوآوری اینوتکس که از 14 تا 16 تیر ماه 97 برگزار شد، با همکاری پارک فناوری پردیس برنامهای تحت عنوان کافه سرمایه توسط پلتفرم تامین سرمایه جمعی کارنکراد و با هدف تسهیل امر جذب سرمایه و ایجاد زمینه رشد برای استارتاپهای برتر اینوتکس که نیاز به جذب سرمایه داشتند تدارک دیده شد.
در این برنامه 27 استارتاپ فرصت مذاکره 30 دقیقهای با 20 سرمایهگذار را در جلسات حضوری داشتند و در طول 102 جلسه برگزار شده، حدود 54 جلسه که 85 ساعت به طول انجامید، با موفقیت به دور مذاکرات بعدی راه یافتند. محدوده مذاکرات، گفتگو پیرامون حقوق و تعهدات خاص هر کدام از طرفین، آوردهها، میزان مشارکت و حدنصاب سهام، نحوه مدیریت شرکت، نحوه تامین مالی و تمام موضوعات مرتبطی که توافق بر آنها برای تاسیس شرکت مشترک یا سرمایهگذاری الزامی است را شامل میشد. با توجه به آمار به دست آمده 66% جلسات نیاز به پیگیری های مجدد داشته و توسط تیم کارنکراد بررسی خواهند شد.
سرمایهگذارانی که در این برنامه حضور داشتند، متشکل از سرمایهگذاران فرشته جناب آقای رامین کمیلیان، جناب آقای طاها میرمحمدی و سرمایهگذاران حقوقی؛ صندوق جسورانه یکمآرمانآتی، صندوق جسورانه اندیشه، صندوق جسورانه اینوتک آشنا، صندوق جسورانه برکت، بانک انصار، صندوق جسورانه پارتیان، شتابدهنده جهش، شتابدهنده دیموند، شرکت سرمایهگذاری خطر پذیر رهنما، شرکت رهیافت اندیشه فردا، صندوق پژوهش و فناوری توسعه و صادرات شریف، شرکت شناسا، شرکت گلرنگ، صندوق حمایت از تحقیقات و توسعه صنایع الکترونیک (صحا)، صندوق جسورانه آرمانی، شرکت فرادیس گسترش کیش، شتابدهنده فینووا، سرمایهگذاران نیک اندیش کارایا بودند.
هدف از برگزاری این برنامه، بازدهی هرچه بهتر در نمایشگاه و در ارتباط قراردادن کارآفرینان و استارتاپهای مستعد به سرمایهگذاران با تجربه و ارکان اکوسیستم بود.
نقش سامانه تامین مالی جمعی کارنکراد در نمایشگاه بورس، بانک و بیمه
یازدهمین نمایشگاه بینالمللی بانک، بورس و بیمه تهران که 27 الی 30 فروردین ماه 1397 برگزار شد، با حضور دکتر سورنا ستاری معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری، دکتر شاپور محمدی رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار ایران، دکتر عبدالناصر همتی رئیس کل بیمه مرکزی و دیگر مقامات ارشد اقتصادی کشور دوشنبه 27 فروردین ماه افتتاح شد.
در حاشیه برگزاری نمایشگاه، با حضور در فیناستارز 2018 برای استارتاپهایی که قبلا در برنامه جذب سرمایه فیناستارز 2018 و سامانه تامین مالی جمعی کارنکراد ثبت نام کرده بودند زمینه رشد را برای آنها فراهم نمودیم و با همکاری فرابورس برنامهای تحت عنوان جذب سرمایه تدارک دیدیم که در این برنامه استارتاپها مستقیما با سرمایهگذاران جلسه حضوری داشتند و خودشان را در جلسات 30 دقیقهای به سرمایهگذاران معرفی میکردند و تفاهم نامههایی را امضا کردند تا در ادامه به قرارداد سرمایهگذاری منجر شود. که در انتهای این برنامه حدود 60 درصد مذاکرات با موفقیت به دور بعدی راه یافتند. هدف ما از برگزاری این برنامه در ارتباط قراردادن کارآفرینان و استارتاپهای مستعد به سرمایهگذاران با تجربه و ارکان اکوسیستم بود.
در رویداد فیناستارز 2018 دکتر امیر هامونی مدیرعامل فرابورس ایران، دکتر سورنا ستاری معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری، دکتر شاپور محمدی رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار، دکتر کوروش پرویزیان مدیرعامل محترم بانک پارسیان، دکتر عباس زارعی هنزکی رئیس پارک علم و فناوری و هیات سرمایهگذاری سوئدی از غرفه کارنکراد در سالن فیناستارز بازدید نمودند. در نهایت آیین اختتامیه فیناستارز روز پنجشنبه 30 فروردین ماه با حضور رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار، رئیس پارک علم و فناوری دانشگاه تهران و مدیرعامل شرکت فرابورس ایران به پایان رسید.
انواع مدلهای تامین مالی جمعی
1- مشارکت یا سرمایهگذاری در ازای سهام: این نوع تأمین مالی خُرد در عمل پیچیدهترین حالت تأمین مالی جمعی است. در این حالت پاداش مشارکت کنندگان در ازای سرمایهگذاری، دریافت سهام، سود سهام و یا حق رای در سهام مخاطره آمیز است. در این حالت مشارکت کننده، سود مستقیم دریافت نمیکند بلکه به نوعی در سرمایهگذاری مخاطرهپذیر شرکت میکند.
2- سرمایهگذاری در ازای پاداش: یکی از مشخصههای اصلی این مدل، اعطای پاداش به مشارکت کنندگان به دلیل حمایتشان است. این پاداشها بسته به میزان مشارکت متفاوت تعریف میشوند و اغلب این پاداشها به صورت خدمات میباشند. در مواردی حمایت مالی در قالب پیش فروش جمعی یا پیش سفارش به منظور حمایت در تولید محصول به عنوان مثال کتاب، فیلم، آلبوم موسیقی، تئاتر، نرم افزار و... می باشد. در مقابل کارآفرین تعهد میکند که نسخه اولیه از محصول یا خدمت، تحویل خریدار شود که در این صورت تأمین مالی جمعی اساساً یک سفارش محصول است.
3- قرض یا وام: در مدل مبتنی بر وامدهی، که از آن «قرضدهی فرد به فرد» نیز نام برده میشود، به وام گیرندگان مستقل امکان میدهد تقاضای وام بدون وثیقه داشته باشند و اگر توسط پلتفرم پذیرفته شد، پول را از اجتماع قرض بگیرند و سپس آن را با بهره اش (ممکن است بدون بهره باشد) بازپرداخت کنند. پلتفرمهای تأمین مالی جمعی وامدهی، موضوعات افراد برای وام گرفتن را به دقت بررسی کرده و معمولاً با درصد کمی از درخواستهای وام موافقت میشود.
4- اهدا: این نوع از تامین مالی جمعی بیشتر شبیه به حمایتهای خیریهای هستند. اگر چه در اصل یک عمل نوع دوستانه است ولی دریافت کنندگان هیچ گونه وظیفهای برای اعطای پاداشی به خیّر در مقابل حمایت او ندارند. مشارکت مالی افراد برای پروژهها با انگیزههای نوع دوستانه و خیرخواهانه می باشد، و همین مورد می تواند در بین افراد دیگر انگیزه ایجاد کند. «پلتفرم گوفاندمی» که در سال 2010 راه اندازی شده است، پلتفرم پیشگام تأمین مالی مبتنی بر اهدا است.
تامین مالی جمعی چگونه عمل می کند؟
در یک پروژه تامین مالی جمعی سه گروه مشارکت دارند: صاحبان ایده یا پروژه، حامیان (سرمایهگذاران)، سامانه یا پلتفرمهایی که این دو گروه را برای تامینمالی گردهم میآورند.
فرآیند تامین مالی به این صورت است که ابتدا کارآفرین، ایده مورد نظر خود را در صفحه ای اختصاصی در وب گاه واسط که پلتفرم نامیده می شود تشریح می کند و به عبارت دیگر یک کمپین برای ایده خود راه اندازی می کند. معرفی پروژه شامل اطلاعات گوناگونی است که بخشی از آن در دسترس پلتفرم واسط قرار می گیرد و بخش دیگر که دارای اطلاعات طبقه بندی کمتری است در معرض عموم مردم قرار داده می شود.
اطلاعاتی نظیر مدل کسب و کار و همچنین اطلاعات اقتصادی پروژه می بایست در اختیار پلتفرم قرار بگیرد تا بتواند راستی آزمایی های مورد نظر را در مورد پروژه انجام دهد. حتی برخی پلتفرمها در صورت لزوم، به صاحبان ایده مشاوره های لازم را نیز می دهند. هنگامی که پروژه از جنس مسائل اجتماعی و فعالیت های خیریه باشد، پلتفرم اطلاعات دیگری در مورد راستی آزمایی از صاحبان ایده می گیرند. اطلاعاتی شامل توضیح ویژگی های پروژه، میزان سرمایه مورد نیاز برای راه اندازی، مدل فعالیت سایت واسط، محل انجام پروژه، ارزش های پیشنهادی برای مشارکت کنندگان، مدت زمان تأمین سرمایه و همچنین نحوه حمایت مالی از جمله مواردی هستند که در دسترس عموم مردم قرار می گیرد.
سایت واسط پس از تأیید کمپین پروژه را بر روی وب گاه خود و در معرض عموم قرار می دهد. از این به بعد صاحب ایده در مدت زمان تعیین شده و بر اساس مدل کاری سایت واسط، با استفاده از شبکه های اجتماعی و زیرساخت های موجود در سایت های واسط مانند انتشار فیلم تبلیغاتی به ترویج ایده خود می پردازد تا بتواند سرمایه اولیه مورد نیاز خود را تأمین کند. بعد از مدت تعیین شده، در صورتی که سرمایه مورد نظر بر اساس مدل پیشنهادی تأمین شد با اخذ ضمانت هایی در اختیار صاحب ایده قرار می گیرد تا بتواند تعهدات خود را در قبال ارزش های مورد نظر مشارکت کنندگان به نتیجه رساند.
تامین مالی جمعی | Crowdfunding
تاریخچه تامین مالی جمعی
پلتفرمهای برتر در چه تاریخی ایجاد شدهاند؟
اولین نمونه ثبت شده در استفاده از تأمین مالی جمعی در سال 1876 برای ساخت مجسمه آزادی ایالات متحده آمریکا انجام شده است. فعالیت های جمع آوری پول با حمایت مالی پولیتزر شامل مسابقات بوکس، نمایشگاه های هنری، تئاتر و فروش نماد کوچک مجسمههای آزادی در اندازه شش اینچی به قیمت یک دلار و فروش نماد مجسمههای آزادی بزرگ به ارتفاع 12 اینچ با قیمت 5 دلار شروع شد. بالاترین اهداکنندگان نیز به عنوان یادبود، سکه های طلا دریافت می کردند. در طول پنج ماه روزنامه ورلد 3.102.000 دلار کمک مالی از 125.000 نفر جمع آوری کرد. بسیاری از این کمک های مالی حدود یک دلار یا کمتر بودند. به عنوان قدردانی از مشارکت کنندگان در پروژه، روزنامه ورلد اسامی افراد را صرف نظر از مقدار کمکی که کرده بودند منتشر کرد. دلیل ظهور و گسترش تأمین مالی جمعی به شکل سازمان یافته در قالب تأمین سرمایه مالی را می توان بحران مالی سال 2008 در جهان دانست. به علت تمایل کم بانکها به وام دادن، کارآفرینان شروع به جستجوی راه های دیگری برای جذب سرمایه کردند. مشکلاتی که صنعتگران، کارآفرینان و سرمایهگذاران خرده پا در جمع آوری سرمایه داشتند، منجر شد سرمایهگذاری سنتی که توسط دوستان و فامیل صورت میگرفت به شکل تأمین مالی جمعی بسط پیدا کند. وب گاههای ایندیگوگو و کیک استارتر به عنوان سایتهای واسط تأمین مالی جمعی به ترتیب در سال های 2008 و 2009 راه اندازی شدند. این وبگاهها پذیرای موضوعات مختلفی نظیر فعالیتهای هنری و ایدههای کارآفرینانه بودند و تأمین مالی شرکتهای نوپا در مراحل اولیه را پر کنند.
تامین مالی جمعی یا Crowdfunding چیست؟
در یک تعریف می توان تأمین مالی جمعی را یک فراخوان عمومی از طریق اینترنت، برای تأمین منابع مورد نیاز به صورت کمک بلاعوض، تبادل انواع پاداش یا سهام و قرضدهی به منظور حمایت از ابتکارات در رسیدن به اهداف مشخص توصیف کرد. این روش یکی از جدیدترین کارکردهای کسب و کار الکترونیکی است و در حالت کلی به فرآیند تأمین مالی از عموم مردم جامعه برای راه اندازی یک کسب و کار یا انجام پروژه با استفاده از واسطه وب گفته می شود.
Crowdfunding از دو لغت Crowd به معنای "انبوه مردم" و Funding به معنای "تامین سرمایه" تشکیل شده است که به منظور حمایت مالی از هنرمندان، کارآفرینان، صاحبان ایده و استارتاپ ها به وجود آمده است و نقش بسیار مهمی در صنعت، تکنولوژی و هنر یک جامعه ایفا میکند. سرمایه گذاری جمعی، ابتدا در کشورهای توسعه یافته و به تازگی در برخی کشورهای در حال توسعه به کار گرفته میشود. در سالهای اخیر تعداد زیادی از بسترهای تامین مالی جمعی به وجود آمده و اغلب نشان داده اند که در تأمین سرمایه بسیار موفق عمل کرده اند.